
۲. انرژی یارانهای در گذشته بر انتخاب فناوری، مکانیابی واحدها و ساختار سرمایهگذاری فولاد اثر گذاشته است.
۳. افزایش هزینه و کاهش دسترسی به انرژی، مزیت سنتی صنعت فولاد ایران را تضعیف کرده است.
۴. پایین بودن قیمت انرژی بهتنهایی نمیتواند مزیت رقابتی پایداری برای صنعت فولاد ایجاد کند.
۵. قطعی و محدودیت برق و گاز، ارزش اقتصادی برخورداری از انرژی ارزان را کاهش داده است.
۶. قیمت اقتصادی انرژی علاوه بر قیمت آن، هزینه اختلال و توقف تولید را نیز دربر میگیرد.
۷. کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی تولید بر اثر محدودیت انرژی، اقتصاد واحدهای فولادی با هزینه ثابت بالا را تحتتاثیر قرار میدهد.
۸. ناترازی همزمان برق و گاز، برنامهریزی بلندمدت صنعت فولاد بر مبنای انرژی دولتی را دشوار کرده است.
۹. افزایش ظرفیت تولید انرژی بهتنهایی قادر به حل پایدار ناترازی انرژی صنعت فولاد نخواهد بود.
۱۰. انرژی موردنیاز آینده صنعت فولاد باید همزمان پاک، پایدار و از نظر اقتصادی رقابتی باشد.
۱۱. شدت بالای مصرف انرژی در فولاد ایران، رقابتپذیری این صنعت را در مقایسه با تولیدکنندگان پیشرو کاهش میدهد.
۱۲. کاهش نیافتن شدت مصرف انرژی و انتشار کربن، میتواند حضور فولاد ایران در بازارهای جهانی را محدود کند.
۱۳. انرژی باید از یک «مزیت ارزان» به یک دارایی استراتژیک در سیاستگذاری صنعت فولاد تبدیل شود.
۱۴. تکیه بر فناوری قدیمی و بهرهوری پایین، باعث میشود مزیت برخورداری از انرژی بهتدریج کارکرد خود را از دست بدهد.
۱۵. مزیت نسبی انرژی زمانی به مزیت رقابتی تبدیل میشود که با فناوری، بهرهوری، سرمایه انسانی، مدیریت و نوآوری همراه باشد.
۱۶. اتکا به انرژی یارانهای بهتنهایی مزیت رقابتی واقعی و پایدار برای صنعت فولاد ایجاد نمیکند.
۱۷. مزیتی که صرفاً از انرژی یارانهای و حمایتهای غیررقابتی حاصل شود، میتواند به رانت وابسته باشد نه توان رقابتی بنگاه.
۱۸. تضعیف مزیت انرژی، صنعت فولاد را ناگزیر به ایجاد مزیتهای جدید در فناوری، بهرهوری و محصولات با ارزش افزوده بالاتر میکند.
۱۹. نوسازی صنعت فولاد باید با کاهش مصرف انرژی، کاهش انتشار کربن و تغییر فناوری همراه شود.
۲۰. آینده صنعت فولاد بیش از افزایش ظرفیت تولید، به توان تبدیل مزیتهای نسبی به مزیتهای رقابتی پایدار وابسته خواهد بود.
مطالب مرتبط

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

