
۲. قدرت رقابت شرکتهای معدنی و فلزی را در بازارهای داخلی و صادراتی کاهش میدهند.
۳. با تعویق نوسازی تجهیزات و فناوری، زمینه فرسودگی خطوط تولید و افزایش هزینهها را فراهم میکنند.
۴. با بیتوجهی به اکتشاف، تأمین پایدار مواد اولیه و توسعه ذخایر، آینده تولید را به خطر میاندازند.
۵. با ترجیح روابط و لابی بر تخصص، شایستهسالاری را در ساختار مدیریتی بنگاه تضعیف میکنند.
۶. با پرهیز از تصمیمهای دشوار و اصلاح فرآیندها، بهرهوری، حاشیه سود و توان رقابتی شرکت را کاهش میدهند.
۷. انگیزه مدیران میانی، مهندسان و نیروهای متخصص را از بین میبرند و زمینه خروج سرمایه انسانی را فراهم میکنند.
۸. با نداشتن برنامه روشن برای پروژههای توسعهای، اعتماد سهامداران و سرمایهگذاران را تضعیف میکنند.
۹. بنگاه را به حمایتهای سیاسی، روابط بیرونی و تصمیمات مقطعی وابسته کرده و از مدیریت اقتصادی دور میکنند.
۱۰. معدن یا بنگاه فلزی تحت مدیریت آنها در فناوری، تولید، بازار، صادرات و سرمایهگذاری از رقبا عقب میماند.
مطالب مرتبط

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

