چهارشنبه 4 شهريور 1405 شمسی /8/26/2026 8:50:08 PM
✍️ بیرونیت

۱. دارای سواد مالی بالا و قدرت تحلیل اعداد و ارقام کلان اقتصادی و بنگاهی است. چون به این اعداد مسلط است، در مذاکرات داخلی و خارجی نمی‌توان او را به‌راحتی فریب داد و قدرت تشخیص بالایی در مواجهه با محاسبات، پیشنهادها و مدل‌های مالی دارد.
از غریب‌پور که حرف می‌زنیم، از که حرف می‌زنیم؟/ چرا غریب‌پور گزینه مناسبی برای صندوق توسعه ملی است؟ ۱۰ دلیل

۲. اهل توسعه است و جسورانه این کار را انجام می‌دهد. توسعه را به‌خاطر قفل‌شدگی‌ها متوقف نمی‌کند. چون اجرایی است و تجربه بالایی در مدیریت بنگاه‌های بزرگ اقتصادی مانند پتروشیمی، فولاد، هلدینگ‌های سرمایه‌گذاری، بورس و همچنین سازمانی توسعه‌ای مانند ایمیدرو دارد، می‌داند منابع ارزی و ریالی در کجا و چگونه باید هزینه شوند تا بیشترین اثر توسعه‌ای را ایجاد کنند.

۳. وقتی رئیس ایمیدرو شد، پروژه طرح‌های هشت‌گانه فولادی به‌دلیل قفل‌شدگی فاینانس ۸۵۰ میلیون دلاری در چین متوقف شده بود. او با تزریق ۳.۶ همت، این پروژه‌ها را پس از ۱۱ ماه از قفل‌شدگی خارج کرد و اجازه نداد یکی از مهم‌ترین برنامه‌های توسعه فولاد کشور در بن‌بست تأمین مالی متوقف بماند.

۴. در افزایش سرمایه و ارزش‌آفرینی بنگاه‌ها تبحر دارد. در دوره او بود که سرمایه شرکت‌هایی چون گل‌گهر، مس، مبارکه و چادرملو افزایش یافت و پروژه‌های بزرگ این شرکت‌ها ادامه پیدا کرد. او به‌خوبی می‌داند چگونه از ظرفیت بنگاه‌های بزرگ برای تأمین مالی توسعه و خلق ارزش جدید استفاده کند و هرجا که مدیریت کرده، آن بنگاه یا سازمان حرکتی رو به جلو داشته است. زمانی که در ایمیدرو بود، وقتی فاینانس اروپایی بندر پارسیان با مشکل مواجه شد، با تکیه بر توان داخلی این مشکل را برطرف کرد.

۵. دارای شجاعت تصمیم‌گیری بوده و مدیری بن‌بست‌شکن است و سازمان متبوع خود را معطل چالش‌ها نمی‌کند. هوش اجتماعی بالایی دارد و دسترسی مدیران، کارآفرینان و ذی‌نفعان به او ساده است. چون بوروکرات نیست، می‌توان از او انتظار انجام کار داشت؛ نه در حد شعار، بلکه در عمل. اهل شنیدن، گفت‌وگو، تصمیم‌گیری و پیگیری است و همین ویژگی در مدیریت نهادی مانند صندوق توسعه ملی اهمیت بالایی دارد.

۶. اهل ایده‌آفرینی است. اگر از او بپرسی برای حل مشکلات ارزی و تأمین ارز پروژه‌ها چه برنامه‌ای داری، دقیقاً با عدد و رقم پاسخ می‌دهد تا اقناع شوی. یعنی صرفاً درباره توسعه صحبت نمی‌کند، بلکه برای ایده‌هایش مدل مالی، عدد، مسیر اجرایی و راهکار مشخص دارد.

۷. برای توسعه وقت می‌گذارد و به‌جای اینکه به فکر برند شخصی باشد، توسعه کشور را در رأس اولویت‌هایش قرار می‌دهد. برای حل مسائل توسعه‌ای، خود را درگیر تشریفات اداری و بوروکراتیک نمی‌کند و نتیجه برایش اهمیت دارد. به همین خاطر به او می‌گویند «مدیر حل مسئله»، نه «مدیر ایجاد مسئله».

۸. مانند بسیاری از مدیران توسعه‌گرای تاریخ ایران، منافع ملی را بر منافع شخصی و قومیتی مقدم می‌داند. در این زمینه بسیار شبیه به مذاکره‌کنندگان حرفه‌ای است؛ یعنی در تصمیم‌گیری و مذاکره، منافع کلان کشور را می‌بیند و تلاش می‌کند از ظرفیت‌های موجود برای پیشبرد اهداف ملی استفاده کند.

۹. دانش روز مدیریت را دارد و به متون علمی نیز مسلط است. چون اهل گفت‌وگوست، نه تقابل، دیپلماسی اقتصادی را خوب بلد است. مذاکره‌گری حرفه‌ای است و می‌داند در فضای اقتصادی امروز، بسیاری از مسائل نه با دستور و بخشنامه، بلکه با مذاکره، اقناع، طراحی مدل‌های برد-برد و تعامل حرفه‌ای حل می‌شوند.

۱۰. چون به کارش مسلط است، می‌داند در چه جایگاهی قرار گرفته، باید چه کند، چه افرادی را به خدمت گیرد و چگونه با مقامات بالادستی خود مذاکره کند. تجربه مدیریت در سطوح مختلف اقتصادی به او آموخته است که یک مدیر توسعه‌گرا، علاوه بر داشتن ایده، باید تیم مناسب انتخاب کند، منابع را تجهیز کند، موانع را بشناسد و برای پیشبرد پروژه‌ها قدرت مذاکره و تصمیم‌گیری داشته باشد.

▫️پی‌نوشت ۱: تیتر مطلب با الهام از کتاب «وقتی از دو حرف می‌زنم، از چه حرف می‌زنم» اثر هاروکی موراکامی انتخاب شده است.

▫️پی‌نوشت ۲: خداداد غریب‌پور با حکم مسعود پزشکیان، برای پنج سال رئیس صندوق توسعه ملی شده است و روز دوشنبه آینده رسماً کار خود را در این نهاد آغاز خواهد کرد.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین