
پرسش ساده است: چه اتفاق تازهای در فاصله چند روز یا چند هفته رخ میدهد که همان مدیران، همان شرکتها، همان تأمینکنندگان و همان مخاطبان باید دوباره یکدیگر را در شهری دیگر و پشت غرفهای دیگر ملاقات کنند؟
تقویم را نگاه کنیم. تبریز متافو از ۳۰ مهر تا ۳ آبان برگزار شد. چند روز بعد فعالان صنعت راهی اصفهان شدند و همزمان ایرانکانماین از ۶ تا ۹ آبان در تهران برگزار شد. در ادامه، مشهد و بلافاصله تهران، نیز رویدادهای معدنی و فلزی خود را دارند و ۲۶ تا ۲۹ آبان دوباره تهران میزبان ایرانمتافو خواهد بود.
به این فهرست البته میتوان الزام به حضور شرکتها در برخی نمایشگاههای خارجی مانند بلاروس، ترکیه و روسیه را نیز اضافه کرد.
اصل نمایشگاه بد نیست. نمایشگاه تخصصی میتواند محل معرفی فناوری، یافتن مشتری، شناخت تأمینکننده جدید، مذاکره برای قرارداد، انتقال دانش، توسعه بازار صادراتی و شکلگیری ایده باشد. مسئله این است که این همه نمایشگاه چه خروجی دارد؟
شرکتها برای حضور در نمایشگاه هزینه میکنند؛ غرفه میسازند، مدیر و کارشناس اعزام میکنند، بلیت هواپیما و هتل میگیرند، پذیرایی و تبلیغات دارند و بخشی از وقت مدیران خود را صرف رویداد میکنند. همه این هزینهها قابل دفاع است، اگر در پایان بتوان نتیجه را اندازه گرفت.
چند قرارداد بسته شد، چند مشتری جدید پیدا شد، چند تأمینکننده شناسایی شد، چند فناوری تازه دیده شد، چند پروژه مشترک شکل گرفت و چند مذاکره صادراتی به نتیجه نزدیک شد؟ مهمتر از همه، یک مدیر پس از سه روز حضور در نمایشگاه با چه ایدهای به کارخانه بازگشت؟
اگر پاسخ فقط چند کارت ویزیت، کاتالوگ، عکس یادگاری و گزارش روابط عمومی باشد، باید درباره فلسفه این حجم از نمایشگاه تجدیدنظر کرد.
در برخی نمایشگاههای استانی مسئله دیگری نیز دیده میشود. بخشی از مراجعهکنندگان ارتباط تخصصی با معدن و فولاد ندارند و نمایشگاه برای آنها بیشتر به محل گردش، دریافت کاتالوگ، اقلام تبلیغاتی و پذیرایی تبدیل میشود. حضور مردم ایرادی ندارد، اما نمایشگاه تخصصی با تعداد بازدیدکننده سنجیده نمیشود؛ با کیفیت بازدیدکننده سنجیده میشود.
برای یک سازنده تجهیزات معدنی، ملاقات با ۵۰ مدیر خرید و معدندار حرفهای احتمالاً بسیار ارزشمندتر از حضور چند هزار بازدیدکننده عمومی است.
عنوان بسیاری از این رویدادها «بینالمللی» است، اما بینالمللی بودن باید خروجی داشته باشد. چند شرکت صاحب فناوری خارجی آمدهاند؟ چند جلسه B2B واقعی برگزار شده؟ چند قرارداد صادراتی بسته شده؟ چه میزان انتقال فناوری یا سرمایهگذاری مشترک شکل گرفته است؟
موضوع دیگر رسانه است. نمایشگاهی که قرار است دستاورد معدن و صنایع معدنی را معرفی کند، چرا در برخی موارد برای حضور خبرنگار تخصصی برنامه روشنی ندارد؟ اگر هدف معرفی توانمندی است، رسانه باید جزئی از ساختار نمایشگاه باشد، نه مهمانی که اگر آمد، آمد.
پرسش مهمتر اما درباره تقویم است. چرا رویدادهایی با مخاطبان تقریباً مشترک در فاصلهای چنین کوتاه برگزار میشوند؟ اگر مدیرعامل، مدیر فروش، مدیر خرید و روابط عمومی یک شرکت دائماً از شهری به شهر دیگر بروند، چه میزان از وقت مدیریتی بنگاه صرف رویدادهایی میشود که هنوز بازده آنها روشن نیست؟
میتوان سؤال را صریحتر مطرح کرد: آیا تعدد نمایشگاهها ناخواسته به نوعی مسئولیت اجتماعی شرکتهای معدنی و فولادی برای غرفهسازان، هتلها، رستورانها، خطوط هوایی و برگزارکنندگان تبدیل شده است؟
طبیعی است که نمایشگاه برای شهر میزبان درآمد ایجاد کند، اما مأموریت شرکت معدنی، تأمین درآمد هتل و غرفهساز نیست. بنگاه اقتصادی باید از حضور خود بازده بگیرد.
شاید راهحل ساده باشد. شرکتهای بزرگ بعد از هر نمایشگاه یک گزارش یکصفحهای منتشر کنند: چقدر هزینه کردیم، چند مذاکره داشتیم، چند مشتری جدید پیدا کردیم، چند قرارداد یا تفاهم جدی شکل گرفت و چه فناوری تازهای شناختیم؟
اگر پاسخ روشن باشد، حتی تعدد نمایشگاهها هم قابل دفاع است. اما اگر پاسخی وجود نداشته باشد، سؤال اصلی باقی میماند:
صنعت فولادی در مقیاس حدود ۳۰ میلیون تن، واقعاً به این تعداد نمایشگاه مشابه نیاز دارد؟
نمایشگاه خوب است؛ به شرط آنکه بعد از خاموششدن چراغ غرفهها، چیزی برای صنعت باقی مانده باشد.
مطالب مرتبط

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

