
به گزارش بیرونیت، تصور کنید جنگی در جریان است که هیچ گلولهای شلیک نمیشود، هیچ مرزی جابهجا نمیشود، اما نتیجهاش تعیین میکند کدام کشور موشک هدایتشونده بسازد، کدام کشور ماهواره پرتاب کند و کدامیک عقب بماند. میدان این جنگ نه در آسمان که در دل کوههاست؛ در رگههای نازک یک فلز کمشناخته به نام بریلیوم (Beryllium) و کانی نادرش، بریلونیت (Beryllonite). واشنگتن، پکن و بروکسل ماههاست بیسروصدا سر همین سنگها چانه میزنند.
چرا یک فلز گمنام، خط مقدم رقابت قدرتهاست؟
بریلیوم آنقدر سبک و مقاوم است که در سامانههای هدایت موشکی، ماهواره، رادار و حتی راکتورهای هستهای جایگزینی ندارد. همین «بیبدیل بودن» است که آن را از یک کالای معدنی معمولی به ابزار امنیت ملی تبدیل کرده؛ تا جایی که پنتاگون سالهاست بخشی از آن را در ذخیره راهبردی (Strategic Stockpile) نگه میدارد. نیمی از تولید جهانی این فلز از جنوب غربی آمریکا تأمین میشود و چین و قزاقستان دو بازیگر اصلی دیگرند؛ همین تمرکز جغرافیایی، بریلیوم را هم ارزشمند و هم شکننده کرده است.
بهمن ۱۴۰۴؛ ماهی که رقابت رسمی شد
اوایل بهمن ۱۴۰۴ (۲ فوریه ۲۰۲۶)، آمریکا با وامی ۱۰میلیارد دلاری از بانک اگزیم، «پروژه وُلت» را برای ساخت ذخیره راهبردی مواد معدنی حیاتی کلید زد. فردای آن روز، در اجلاس وزیران مواد معدنی در واشنگتن، ۵۴ کشور به همراه اتحادیه اروپا ۱۱ توافق دوجانبه امضا کردند. اروپا هم موازی با این تحرکات، از طریق قانون مواد خام حیاتی (CRMA) در حال شکلدادن به یک مرکز مشترک خرید و ذخیرهسازی است. در آن سوی میدان، چین با محدودیتهای صدور مجوز فراسرزمینی روی گالیوم، ژرمانیوم و فناوریهای فرآوری، همچنان برگ برنده در دست دارد.
این بازی چه ربطی به جیب ما دارد؟
این رقابت سیاسی، رد پای مستقیم روی بازار سرمایه، سهام شرکتهای معدنی و حتی سیاست ارزی کشورهای صادرکننده میگذارد؛ برخی برآوردهای صنعتی از رشد سالانه ۵ تا ۹ درصدی تقاضای بریلیوم خبر میدهند، هرچند این رقمها را باید با احتیاط و در کنار دادههای رسمیتر خواند. برای ایران، کشوری که در کانون بازتنظیم زنجیرههای تأمین جهانی و تحریمهاست، فهم این معادلات میتواند دریچهای به دیپلماسی اقتصادی و جذب سرمایه در حوزه کانیهای راهبردی داخلی باز کند.
مطالب مرتبط


