
ایران نیز به واسطه تنوع زمینشناسی و گستردگی پهنههای معدنی، از ظرفیت قابل توجهی در حوزه گوهرسنگهای قیمتی و نیمهقیمتی برخوردار است.
فیروزه، عقیق، یاقوت، گارنت، آمتیست، جاسپر، کوارتز و دهها گونه دیگر از سنگهای زینتی در نقاط مختلف کشور شناسایی شدهاند و برخی از آنها، مانند فیروزه نیشابور، از شهرتی جهانی برخوردار هستند.
این تنوع طبیعی، فرصت ارزشمندی برای توسعه صنعتی فراهم کرده که میتواند علاوه بر ایجاد اشتغال، به افزایش صادرات غیرنفتی و توسعه صنایع وابسته نیز کمک کند.
با این حال، سهم ایران از بازار جهانی گوهرسنگها همچنان بسیار کمتر از ظرفیتهای موجود است. یکی از مهمترین دلایل این موضوع، خامفروشی و ضعف در تکمیل زنجیره ارزش است.
در بسیاری از موارد، سنگهای استخراجشده بدون فرآوری تخصصی یا با حداقل ارزش افزوده وارد بازار میشوند، در حالی که بخش اصلی درآمد این صنعت در مرحله تراش، طراحی، ساخت جواهرات، صدور گواهیهای معتبر و عرضه در بازارهای بینالمللی شکل میگیرد. همین مسئله باعث شده ارزش واقعی بسیاری از گوهرسنگهای ایرانی در خارج از کشور ایجاد شود.
از سوی دیگر، صنعت گوهرسنگ تنها به استخراج وابسته نیست، بلکه مجموعهای از فعالیتهای علمی، هنری و صنعتی را در بر میگیرد. آموزش گوهرشناسی، تربیت تراشکاران حرفهای، توسعه آزمایشگاههای استاندارد، ایجاد مراکز صدور شناسنامه گوهر، حمایت از طراحان جواهرات و استفاده از فناوریهای نوین، همگی بخشهایی از زنجیرهای هستند که میتوانند جایگاه ایران را در این بازار ارتقا دهند. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که سرمایهگذاری در این بخشها، گاه ارزشی چندین برابر استخراج ماده اولیه ایجاد میکند.
در سالهای اخیر، افزایش تقاضای جهانی برای سنگهای طبیعی، جواهرات دستساز و محصولات دارای هویت بومی، فرصت تازهای پیش روی تولیدکنندگان قرار داده است. مصرفکنندگان امروز تنها به زیبایی یک گوهرسنگ توجه نمیکنند، بلکه اصالت، منشأ استخراج، کیفیت فرآوری و حتی شیوه تولید آن نیز در تصمیمگیری آنها نقش دارد.
این تغییر نگرش میتواند برای ایران، با پیشینه تاریخی در هنرهای سنگتراشی و جواهرسازی، یک مزیت رقابتی ارزشمند باشد؛ مشروط بر آنکه زیرساختهای لازم برای حضور حرفهای در بازارهای جهانی فراهم شود.
در کنار این فرصتها، چالشهایی نیز وجود دارد که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد. پراکندگی فعالیتهای استخراج، کمبود تجهیزات مدرن، ضعف در بازاریابی بینالمللی، نبود برند ملی، محدودیتهای صادراتی و فاصله میان بخش معدن و صنایع فرآوری، از مهمترین موانع توسعه این صنعت به شمار میروند. بسیاری از فعالان این حوزه معتقدند که بدون برنامهریزی منسجم و حمایت هدفمند، دستیابی به سهم شایسته از بازار جهانی گوهرسنگ دشوار خواهد بود.
کارشناسان بر این باورند که آینده این صنعت بیش از هر چیز به تغییر نگاه از استخراج صرف به خلق ارزش افزوده وابسته است. هرچه فرآوری تخصصی، آموزش نیروی انسانی، توسعه فناوری، استانداردسازی و برندسازی جدیتر دنبال شود، امکان تبدیل گوهرسنگهای ایرانی به محصولاتی رقابتپذیر در بازارهای جهانی نیز افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، این بخش میتواند علاوه بر ارزآوری، به رونق صنایع کوچک، ایجاد اشتغال پایدار و توسعه مناطق معدنی کشور کمک کند.
در همین راستا، روزگار معدن در گفتوگو با دو تن از کارشناسان این حوزه، ابعاد مختلف صنعت گوهرسنگ، مهمترین چالشهای پیش روی آن، ظرفیتهای مغفول، فرصتهای صادراتی و مسیرهای توسعه این بخش را بررسی کرده است؛ ظرفیتی که با برنامهریزی صحیح میتواند به یکی از ارزشمندترین حلقههای زنجیره معدن و صنایع معدنی ایران تبدیل شود.
گوهرسنگها؛ ثروتی که هنوز جدی گرفته نشده است
دکتر ناصر میرزایی، کارشناس ارشد گوهرسنگ و فرآوری مواد معدنی، در گفتوگو با روزگار معدن معتقد است ایران با وجود برخورداری از تنوع بالای گوهرسنگها، هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در بازار جهانی این صنعت به دست آورد.
به گفته او، مهمترین چالش این حوزه کمبود اکتشافات تخصصی، ضعف در فرآوری و تراش، نبود برند ملی و سهم اندک از بازارهای صادراتی است؛ در حالی که گوهرسنگها میتوانند به یکی از سودآورترین بخشهای معدن کشور تبدیل شوند.
میرزایی با اشاره به ظرفیتهای معدنی ایران اظهار کرد: بسیاری از مردم تصور میکنند معدن فقط به سنگآهن، مس یا طلا محدود میشود، اما در کنار این ذخایر، ایران از تنوع قابل توجهی از گوهرسنگها مانند فیروزه، عقیق، گارنت، آمتیست، جاسپر، هماتیت زینتی، کریزوکولا، تورمالین و دهها سنگ نیمهقیمتی دیگر برخوردار است. این ذخایر در بسیاری از استانهای کشور پراکندهاند، اما بخش زیادی از آنها هنوز بهصورت علمی شناسایی یا اقتصادی نشدهاند.
وی افزود: در دنیا ارزش اقتصادی گوهرسنگها تنها به استخراج آنها محدود نمیشود، بلکه بخش اصلی درآمد از فرآوری، تراش، طراحی جواهر، بستهبندی، برندینگ و صادرات محصولات نهایی به دست میآید. متأسفانه در ایران هنوز تمرکز اصلی بر استخراج است و زنجیره ارزش این صنعت بهطور کامل شکل نگرفته است.
خامفروشی؛ چالش قدیمی گوهرسنگها
این کارشناس ارشد گوهرسنگ اظهار کرد: یکی از مهمترین مشکلات این صنعت، خروج سنگهای خام یا نیمهفرآوریشده از کشور است. بسیاری از گوهرسنگهایی که در ایران استخراج میشوند، پس از خروج از کشور در کارگاههای تراش کشورهای دیگر ارزش افزوده چندبرابری پیدا میکنند و دوباره با نام همان کشورها وارد بازار جهانی میشوند.
وی ادامه داد: زمانی که یک سنگ خام از معدن خارج میشود، تنها بخش کوچکی از ارزش واقعی آن نصیب تولیدکننده خواهد شد، اما اگر همان سنگ در داخل کشور تراش بخورد، درجهبندی شود، شناسنامه دریافت کند و وارد صنعت جواهرسازی شود، ارزش اقتصادی آن چندین برابر افزایش پیدا میکند.
میرزایی تصریح کرد: توسعه مراکز تراش و فرآوری باید به یکی از اولویتهای سیاستگذاری در حوزه گوهرسنگ تبدیل شود؛ زیرا اشتغال این بخش نسبت به سرمایهگذاری اولیه بسیار بالاست.
وی با اشاره به وضعیت اکتشاف گوهرسنگها گفت: بسیاری از ذخایر ارزشمند کشور بهصورت اتفاقی شناسایی شدهاند و هنوز برنامه جامع و تخصصی برای اکتشاف گوهرسنگها وجود ندارد.
او افزود: اکتشاف گوهرسنگ با اکتشاف فلزات تفاوت دارد و نیازمند دانش، تجهیزات و روشهای تخصصی است. اگر مطالعات زمینشناسی هدفمند انجام شود، احتمال کشف ذخایر جدید بسیار بالاست و حتی میتوان مناطقی را به قطب تولید گوهرسنگ تبدیل کرد. کشورهای موفق در این حوزه ابتدا روی شناسایی دقیق ذخایر سرمایهگذاری کردهاند و سپس صنایع پاییندستی را توسعه دادهاند.
فیروزه؛ مزیتی که کمتر از آن بهره بردهایم
این کارشناس حوزه معدن با اشاره به شهرت جهانی فیروزه ایران اظهار کرد: فیروزه نیشابور همچنان یکی از شناختهشدهترین گوهرسنگهای جهان است و از گذشته جایگاه ویژهای در بازارهای بینالمللی داشته است. با وجود این مزیت تاریخی، سهم ایران از تجارت جهانی فیروزه متناسب با ظرفیت واقعی نیست. دلیل اصلی نیز نبود بازاریابی حرفهای، ضعف در برندسازی و حضور محدود در بازارهای جهانی است.
میرزایی ادامه داد: بسیاری از مشتریان خارجی کیفیت فیروزه ایرانی را میشناسند، اما محصول نهایی اغلب با برند کشورهای دیگر عرضه میشود و همین موضوع موجب از دست رفتن بخش مهمی از ارزش افزوده میشود.
وی یکی دیگر از چالشهای این صنعت را کمبود نیروی متخصص دانست و گفت: تراش گوهرسنگ یک هنر و در عین حال یک فناوری است. کیفیت تراش میتواند ارزش یک سنگ را چند برابر افزایش دهد یا برعکس، آن را کاهش دهد.
او افزود: توسعه آموزشهای تخصصی در زمینه گوهرشناسی، تراش، طراحی جواهر و ارزیابی کیفیت سنگها باید جدیتر دنبال شود. خوشبختانه ظرفیت خوبی در دانشگاهها و مراکز آموزشی کشور وجود دارد، اما ارتباط این مراکز با صنعت هنوز کافی نیست.
میرزایی با اشاره به روند بازارهای جهانی اظهار کرد: تقاضا برای گوهرسنگهای طبیعی طی سالهای اخیر افزایش یافته است. مصرفکنندگان امروز بیش از گذشته به اصالت، منشأ استخراج و کیفیت سنگ اهمیت میدهند. این روند فرصت مناسبی برای ایران ایجاد کرده است؛ زیرا بسیاری از گوهرسنگهای کشور دارای کیفیت مطلوب و پیشینه تاریخی هستند. اگر استانداردسازی، صدور شناسنامه و نظام اعتبارسنجی تقویت شود، امکان حضور پررنگتر در بازارهای صادراتی وجود خواهد داشت.
این کارشناس ارشد گوهرسنگ اظهار کرد: فناوریهای نوین امروز نقش مهمی در شناسایی، درجهبندی و حتی فروش گوهرسنگها پیدا کردهاند. استفاده از تجهیزات پیشرفته آزمایشگاهی، تصویربرداری دقیق، اسکن سهبعدی، صدور گواهینامههای معتبر و حتی فروش آنلاین در بازارهای بینالمللی، ساختار این صنعت را متحول کرده است. ایران نیز برای رقابت با تولیدکنندگان بزرگ جهان باید همزمان با توسعه استخراج، به سمت نوسازی تجهیزات و استانداردسازی فرآیندها حرکت کند.
ظرفیت اشتغال بالا با سرمایه محدود
میرزایی با اشاره به ویژگیهای اقتصادی این صنعت گفت: یکی از مزیتهای گوهرسنگها، امکان ایجاد اشتغال گسترده با سرمایهگذاری نسبتاً پایین است. برخلاف بسیاری از صنایع معدنی که به سرمایههای کلان نیاز دارند، کارگاههای تراش، طراحی و تولید مصنوعات گوهرسنگ میتوانند با سرمایه کمتر فعالیت خود را آغاز کنند و فرصتهای شغلی متعددی ایجاد کنند؛ بهویژه در مناطقی که معادن گوهرسنگ قرار دارند.
وی درباره سیاستگذاری این حوزه اظهار کرد: دولت میتواند با حمایت از آموزش، تسهیل صادرات، ایجاد آزمایشگاههای استاندارد، حمایت از حضور در نمایشگاههای بینالمللی و کاهش موانع اداری، مسیر توسعه این صنعت را هموار کند. همچنین ایجاد خوشههای تخصصی گوهرسنگ در استانهای دارای ظرفیت معدنی میتواند موجب شکلگیری زنجیره کامل تولید از معدن تا بازار شود.
میرزایی در پایان خاطرنشان کرد: گوهرسنگها یکی از بخشهایی هستند که میتوانند بدون مصرف گسترده انرژی و با ایجاد ارزش افزوده بالا، سهم مهمی در اقتصاد معدن کشور داشته باشند. اگر نگاه سیاستگذاران از استخراج صرف به توسعه زنجیره ارزش تغییر کند، ایران میتواند علاوه بر حفظ جایگاه تاریخی خود در برخی گوهرسنگها، به یکی از بازیگران مهم منطقه در این صنعت تبدیل شود.
آینده این بخش در گرو اکتشاف علمی، فرآوری پیشرفته، تربیت نیروی متخصص، برندسازی و حضور مؤثر در بازارهای جهانی خواهد بود؛ مسیری که میتواند ثروت پنهان معادن ایران را به فرصتهای پایدار اقتصادی تبدیل کند.
بازاری که هنوز شکل نگرفته است
مهندس ساسان رفیعی، کارشناس ارشد گوهرشناسی و صنایع معدنی، در گفتوگو با روزگار معدن معتقد است بزرگترین چالش صنعت گوهرسنگ ایران نه کمبود ذخایر، بلکه ضعف در تکمیل زنجیره ارزش است.
به گفته او، در حالی که بسیاری از کشورها از گوهرسنگها بهعنوان صنعتی ارزآور، اشتغالزا و صادراتمحور بهره میبرند، ایران هنوز نتوانسته میان ظرفیت معدنی، هنر تراش، طراحی جواهر و بازارهای جهانی ارتباطی منسجم ایجاد کند.
رفیعی با اشاره به جایگاه ایران در حوزه گوهرسنگها اظهار کرد: ایران از معدود کشورهایی است که تنوع بالایی از گوهرسنگهای قیمتی و نیمهقیمتی را در اختیار دارد. از فیروزه و عقیق گرفته تا یشم، آمتیست، گارنت، کوارتزهای رنگی و انواع سنگهای زینتی، همگی در نقاط مختلف کشور یافت میشوند، اما سهم این منابع در اقتصاد معدن هنوز بسیار ناچیز است.
وی افزود: اگرچه همواره درباره ذخایر فلزی صحبت میشود، اما گوهرسنگها به دلیل ارزش افزوده بسیار بالا، میتوانند درآمدی قابل توجه با حجم استخراج بسیار کمتر ایجاد کنند. در بسیاری از کشورها، درآمد حاصل از صادرات محصولات نهایی گوهرسنگ، از درآمد فروش ماده معدنی خام چندین برابر بیشتر است.
این کارشناس ارشد گوهرشناسی با اشاره به وضعیت بازار داخلی گفت: یکی از مشکلات اصلی این صنعت، نبود بازار سازمانیافته برای خرید و فروش گوهرسنگ است. بسیاری از تولیدکنندگان، استخراجکنندگان و تراشکاران بهصورت پراکنده فعالیت میکنند و ارتباط منسجمی میان آنها وجود ندارد.
نبود بورس تخصصی، مراکز معتبر قیمتگذاری و شبکههای حرفهای فروش باعث شده بسیاری از فعالان این حوزه نتوانند محصول خود را با قیمت واقعی عرضه کنند. زمانی که بازار شفاف وجود نداشته باشد، سرمایهگذار نیز با اطمینان وارد این حوزه نخواهد شد.
ارزش واقعی در دل هنر نهفته است
وی اظهار کرد: برخلاف بسیاری از مواد معدنی، گوهرسنگها تنها یک ماده اولیه نیستند، بلکه ارزش آنها تا حد زیادی به هنر و مهارت انسان وابسته است. کیفیت تراش، نوع طراحی، شیوه پرداخت، انتخاب فلز مناسب برای ساخت زیورآلات و حتی نحوه معرفی محصول، همگی در تعیین ارزش نهایی سنگ نقش دارند. به همین دلیل کشورهای موفق در این صنعت، بیشترین سرمایهگذاری را روی آموزش هنرمندان و توسعه کارگاههای تخصصی انجام دادهاند.
رفیعی تأکید کرد: اگر سنگ ایرانی با طراحی و تراش ایرانی وارد بازار جهانی شود، هویت مستقل پیدا خواهد کرد؛ اما اگر تنها بهعنوان ماده خام صادر شود، این فرصت از بین میرود.
این کارشناس حوزه معدن با اشاره به بازار بینالمللی گوهرسنگها گفت: گردش مالی صنعت گوهرسنگ و جواهرات در جهان سالانه دهها میلیارد دلار برآورد میشود، اما سهم ایران از این بازار بسیار محدود است. این موضوع به معنای نبود ظرفیت نیست، بلکه نشان میدهد هنوز زیرساختهای صادراتی، بازاریابی بینالمللی و برندینگ در این حوزه به اندازه کافی توسعه نیافتهاند. بسیاری از کشورهایی که ذخایر معدنی کمتری نسبت به ایران دارند، به دلیل سرمایهگذاری در فرآوری و تجارت، سهم بیشتری از بازار جهانی را در اختیار گرفتهاند.
رفیعی یکی از الزامات توسعه بازار گوهرسنگ را ایجاد نظام استاندارد و صدور شناسنامه عنوان کرد و گفت: امروز خریداران بینالمللی انتظار دارند هر سنگ دارای گواهی اصالت، مشخصات فنی، محل استخراج و ویژگیهای گوهرشناسی باشد.
وی افزود: نبود آزمایشگاههای مرجع و نظام یکپارچه صدور گواهینامه، اعتماد مشتریان خارجی را کاهش میدهد. این موضوع نهتنها بر صادرات، بلکه بر بازار داخلی نیز اثرگذار است. به گفته او، توسعه مراکز استاندارد گوهرشناسی میتواند اعتبار محصولات ایرانی را افزایش دهد.
نقش گردشگری در رونق گوهرسنگها
وی با اشاره به ظرفیتهای گردشگری معدنی اظهار کرد: بسیاری از کشورها توانستهاند صنعت گوهرسنگ را با گردشگری پیوند بزنند.
او گفت: بازدید از معادن، نمایشگاههای دائمی، بازارچههای تخصصی، موزههای گوهرسنگ و کارگاههای زنده تراش، علاوه بر ایجاد درآمد، موجب معرفی محصولات بومی نیز میشوند.
رفیعی افزود: استانهایی که دارای ذخایر گوهرسنگ هستند، میتوانند با توسعه این زیرساختها به مقاصد گردشگری تخصصی تبدیل شوند.
این کارشناس ارشد گوهرشناسی با تأکید بر اهمیت آموزش اظهار کرد: صنعت گوهرسنگ با سرعت زیادی در حال تغییر است و فناوریهای جدید، شیوههای نوین تراش، تجهیزات آزمایشگاهی و نرمافزارهای طراحی، استانداردهای این حوزه را متحول کردهاند.
وی ادامه داد: اگر نیروی انسانی کشور با این تحولات همگام نشود، فاصله ما با رقبای جهانی بیشتر خواهد شد. او افزود: آموزش تخصصی باید از دانشگاهها تا مراکز فنی و حرفهای گسترش پیدا کند و ارتباط میان آموزش و صنعت تقویت شود.
رفیعی درباره نقش فناوریهای نوین گفت: شرکتهای دانشبنیان میتوانند در تولید تجهیزات تراش، توسعه نرمافزارهای طراحی، ساخت دستگاههای آزمایشگاهی و حتی فروش دیجیتال گوهرسنگها نقش مهمی ایفا کنند.
وی اظهار کرد: ورود فناوری به این صنعت، علاوه بر افزایش کیفیت محصولات، هزینه تولید را نیز کاهش خواهد داد و امکان رقابت با تولیدکنندگان بزرگ را فراهم میکند.
فرهنگسازی؛ ضرورتی کمتر دیدهشده
وی با اشاره به اهمیت فرهنگسازی گفت: هنوز بسیاری از مردم، گوهرسنگ را تنها یک کالای تزئینی میدانند، در حالی که این حوزه میتواند به صنعتی مولد و صادراتمحور تبدیل شود. معرفی ظرفیتهای گوهرسنگ از طریق رسانهها، نمایشگاهها، جشنوارهها و برنامههای آموزشی، میتواند نگاه جامعه و حتی سرمایهگذاران را نسبت به این بخش تغییر دهد.
رفیعی در پایان خاطرنشان کرد: آینده گوهرسنگهای ایران بیش از آنکه به کشف ذخایر جدید وابسته باشد، به تکمیل زنجیره ارزش، توسعه بازار، ارتقای دانش فنی و حضور مؤثر در بازارهای جهانی بستگی دارد. ایران همه پیشنیازهای تبدیل شدن به یکی از قطبهای منطقه در این صنعت را در اختیار دارد؛ از تنوع ذخایر و پیشینه تاریخی گرفته تا نیروی انسانی مستعد. اگر این ظرفیتها با برنامهریزی منسجم، حمایت از بخش خصوصی، توسعه آموزش، استانداردسازی و برندسازی همراه شوند، گوهرسنگها میتوانند از یک ظرفیت کمتر شناختهشده، به یکی از پیشرانهای اقتصاد معدنی کشور تبدیل شوند؛ صنعتی که ارزش آن نه فقط در دل زمین، بلکه در دانشی است که آن را به محصولی جهانی تبدیل میکند.
کلام آخر
صنعت گوهرسنگ ایران در نقطهای قرار گرفته که میتواند از یک فعالیت محدود معدنی به صنعتی ارزشآفرین و صادراتمحور تبدیل شود. برخورداری از ذخایر متنوع، پیشینه تاریخی در هنرهای سنگتراشی و موقعیت جغرافیایی مناسب، ظرفیتهایی هستند که کمتر از توان واقعی خود مورد استفاده قرار گرفتهاند. در مقابل، ضعف در فرآوری، کمبود نیروی متخصص، نبود برند ملی و محدودیت دسترسی به بازارهای جهانی، همچنان مهمترین موانع توسعه این بخش به شمار میروند.
کارشناسان معتقدند آینده گوهرسنگهای ایران بیش از آنکه به افزایش استخراج وابسته باشد، به تکمیل زنجیره ارزش، سرمایهگذاری در آموزش و فناوری، توسعه مراکز تخصصی گوهرشناسی و حضور هدفمند در بازارهای بینالمللی گره خورده است.
اگر این زیرساختها فراهم شود، گوهرسنگها میتوانند علاوه بر ایجاد اشتغال گسترده، سهم قابل توجهی در افزایش صادرات غیرنفتی و معرفی توانمندیهای معدنی ایران در بازارهای جهانی داشته باشند. در چنین شرایطی، این صنعت میتواند از یک ظرفیت کمتر شناختهشده، به یکی از بخشهای درآمدزا و پایدار اقتصاد معدن کشور تبدیل شود.
منبع: روزنامه روزگار معدن
مطالب مرتبط

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

