• گروه مطلب:| گزارش| معدن| فارسی|
  • کد مطلب:92737
  • زمان انتشار:سه شنبه 12 آبان 1405-21:57
  • کاربر:.
چرا تعیین مدیرعامل در صبانور به یک مسئله حل‌نشدنی تبدیل شده است؟

    بیرونیت: در صبانور چه خبر است؟ چرا تعیین مدیرعامل یک شرکت معدنی به مسئله‌ای تبدیل شده که هر چند هفته یک‌بار نام مدیری تازه در رأس آن قرار می‌گیرد و هنوز صندلی مدیریت گرم نشده، خبر تغییر بعدی به گوش می‌رسد؟ چرا یک شرکت بورسی حیثیت جامعه مدیریتی کشور را خدشه‌دار کرده و به محلی برای برانگیختن اختلافات تبدیل شده است؟
مسئله‌ای به نام صبانور

 

به گزارش بیرونیت، قصه تقریباً از یک سال قبل آغاز شد. داریوش اسماعیلی پس از پایان مسئولیت خود در سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور، مدیرعامل صبانور شد. کمتر از یک سال بعد، هیأت‌مدیره شرکت حامد عسکری‌زاده، رئیس هیأت‌مدیره را با حفظ سمت به‌عنوان سرپرست منصوب کرد و دوره اسماعیلی به پایان رسید. اما سرپرستی عسکری‌زاده هم طولانی نشد. چندی بعد خبر استعفای او منتشر شد و امیرعلی طاهرزاده به‌عنوان مدیرعامل جدید صبانور معرفی شد.

حالا هنوز چند روزی از این انتصاب نگذشته که شنیده‌هایی درباره احتمال تغییر دوباره در مدیریت صبانور مطرح شده است؛ شنیده‌هایی که تا زمان تنظیم این یادداشت، تأیید رسمی برای آنها منتشر نشده است. همین کافی است تا یک پرسش جدی مطرح شود: چرا مدیریت صبانور به مسئله‌ای حل‌نشدنی تبدیل شده است؟

صبانور شرکتی معدنی در غرب ایران است؛ در پهنه‌ای میان همدان و کردستان و حوالی تمدن بزرگ نهاوند؛ سرزمینی که بارها در بزنگاه‌های تاریخی ایران محل برخورد، تغییر و آغاز دوره‌های تازه بوده است. حالا، قرن‌ها بعد، نه جنگی در کار است و نه تغییر یک امپراتوری؛ اما همین جغرافیا این روزها شاهد یکی از عجیب‌ترین رفت‌وآمدهای مدیریتی در بخش معدن کشور شده است.

صبانور نه یک شرکت کوچک و بی‌اهمیت، بلکه یکی از شرکت‌های مهم زنجیره سنگ‌آهن در غرب کشور است و شرکت سرمایه‌گذاری توسعه معادن و فلزات، سهامدار کنترل‌کننده آن به شمار می‌رود. بنابراین از منظر حاکمیت شرکتی، مسیر تعیین مدیرعامل چندان پیچیده نیست.

سهامدار کنترل‌کننده نمایندگان خود را در هیأت‌مدیره دارد، هیأت‌مدیره مدیرعامل را انتخاب می‌کند و مدیرعامل نیز در برابر همان هیأت‌مدیره و سهامداران پاسخگوست. پس این همه پیچیدگی از کجا آمده است؟

در روزهای اخیر شنیده‌هایی در محافل معدنی درباره ناهماهنگی میان اردشیر سعدمحمدی، مدیرعامل «ومعادن»، و محمدمسعود سمیعی‌نژاد، رئیس ایمیدرو، بر سر روند تعیین مدیرعامل صبانور مطرح شده است.

این روایت‌ها رسمی نیستند و نمی‌توان درباره جزئیات آنها حکم قطعی صادر کرد؛ اما اگر اصل چنین اختلافی وجود داشته باشد، ماجرا از خود صبانور هم جالب‌تر می‌شود.

سمیعی‌نژاد و سعدمحمدی، دو یار قدیمی دانشگاهی و مدیریتی بخش معدن و صنایع معدنی‌اند؛ دو مدیری که سال‌ها در یک فضای حرفه‌ای رشد کرده‌اند، در دوره‌های مختلف مسئولیت‌های بزرگ داشته‌اند و اکنون شنیده می‌شود یک شرکت معدنی توانسته میان این دو یار قدیمی کدورت ایجاد کند. چرا دو مدیر باسابقه و تکنوکرات بخش معدن باید بر سر تعیین مدیرعامل یک شرکت بورسی به نقطه اختلاف برسند؟

سعدمحمدی به‌عنوان مدیرعامل هلدینگی که سهامدار کنترل‌کننده صبانور است، طبیعتاً در چارچوب مقررات شرکت و از مسیر هیأت‌مدیره حق دارد درباره مدیریت بنگاه تصمیم‌گیری کند.

در مقابل، رئیس ایمیدرو نیز به‌عنوان بالاترین مقام سازمان توسعه‌ای معدن و صنایع معدنی کشور می‌تواند نسبت به تحولات شرکت‌های مهم این بخش حساس باشد و انتظار هماهنگی داشته باشد.

اما هیچ‌کدام از این دو منطق، بی‌قاعدگی در نظام تصمیم‌گیری را توجیه نمی‌کند. مسئله اصلی این است که معلوم باشد «چه کسی اختیار دارد و چه کسی مسئول است». مدیرعامل با غافلگیری انتخاب نمی‌شود. مدیریت حرفه‌ای یعنی اختلاف‌ها پیش از رسیدن به رسانه حل شوند.

اگر سهامدار عمده تصمیم به تغییر مدیرعامل دارد، این تصمیم بهتر است بر اساس برنامه توسعه، ارزیابی عملکرد، شاخص‌های مالی و نیازهای واقعی شرکت اتخاذ شود؛ نه اینکه مدیران ارشد کشور یکدیگر را با خبر انتصاب یا برکناری غافلگیر کنند. رسانه نیز نباید محل ارسال پیام مدیری به مدیر دیگر باشد.

سمیعی‌نژاد و سعدمحمدی هر دو دهه‌ها در نظام مدیریتی معدن و صنایع معدنی حضور داشته‌اند. انتظار از مدیرانی با چنین سابقه‌ای این است که اگر اختلاف نظری دارند، آن را پشت میز و در چارچوب ساختار مالکیت و حاکمیت شرکتی حل کنند؛ نه با قهر، غافلگیری یا جنگ پیام‌ها. مدیریت بنگاه جای «چزاندن» یکدیگر نیست.

صبانور چرا این‌قدر خواهان دارد؟ چه چیزی در مدیریت این شرکت وجود دارد که برای تعیین مدیرعامل آن این میزان حساسیت، رایزنی و اختلاف ایجاد شده است؟ اگر انتخاب مدیرعامل صرفاً یک تصمیم حرفه‌ای است، رزومه نامزدها، برنامه توسعه، شاخص‌های عملکردی و دلایل انتخاب آنها می‌تواند شفاف منتشر شود.

اما هرچه روند انتخاب پیچیده‌تر، غیرشفاف‌تر و متأثر از فشارهای بیرونی شود، طبیعی است که افکار عمومی نیز سؤال‌های بیشتری مطرح کند. چرا فلان فرد؟ چرا این همه اصرار؟ و چرا این میزان میل به مدیریت صبانور وجود دارد، اما درباره برخی شرکت‌های دیگر چنین حساسیتی دیده نمی‌شود؟

یک اصل نیز نباید در این میان فراموش شود. نه سهم‌خواهی محلی، نه مدیر سفارشی. نه نماینده مجلس، نه مقام محلی، نه استاندار و نه هیچ فرد دیگری خارج از سازوکار قانونی بنگاه نباید بتواند فرد موردنظر خود را به مدیریت یک شرکت بورسی تحمیل کند. اگر چنین فشارهایی وجود دارد، اتفاقاً سمیعی‌نژاد و سعدمحمدی بهتر است در برابر آن کنار یکدیگر بایستند.

دو مدیر ارشد بخش معدن می‌توانند یک اتحاد حرفه‌ای شکل دهند و بگویند مدیرعامل شرکت بر اساس صلاحیت، برنامه و قواعد حاکمیت شرکتی انتخاب خواهد شد؛ نه قومیت، حوزه انتخابیه، رابطه سیاسی یا سفارش افراد.

اگر قرار باشد مدیران ارشد خود نیز به جای دفاع از این قاعده، وارد رقابت برای انتصاب افراد شوند، تفاوتی در نتیجه ایجاد نمی‌شود.

مسئله دیگر این نیست که «فرد چه کسی است»؛ مسئله این است که «چه سازوکاری او را آورده است». سه مدیر در یک سال؛ هزینه‌اش را چه کسی می‌دهد؟ تغییر مداوم مدیرعامل فقط یک مسئله اداری نیست.

هر مدیر جدید با تیم، برنامه، اولویت‌ها و برداشت متفاوتی از پروژه‌ها وارد شرکت می‌شود. پروژه‌هایی که قرار بوده چندساله اجرا شوند، ممکن است با هر تغییر مدیریتی دوباره بررسی شوند؛ تصمیم‌ها کند شود و مدیران میانی نیز به جای تمرکز بر تولید و توسعه، منتظر بمانند ببینند رئیس بعدی چه کسی خواهد بود.

در نهایت هزینه این بی‌ثباتی را مدیران ارشد نمی‌پردازند. شرکت، سهامدار و پروژه‌های توسعه‌ای می‌پردازند. صبانور به مدیرعامل نیاز دارد؛ نه مسابقه تعیین مدیرعامل.

قاعده هم پیچیده نیست: سهامدار در چارچوب قانون نماینده معرفی می‌کند، هیأت‌مدیره تصمیم می‌گیرد، مدیرعامل برنامه ارائه می‌دهد و بعد بر اساس عملکردش پاسخگو می‌شود. اگر این مسیر ساده به یک مناقشه چندلایه تبدیل شده، شاید مسئله صبانور دیگر «انتخاب مدیرعامل» نباشد.

مسئله این باشد که هنوز مشخص نکرده‌ایم در بنگاه‌های بزرگ معدنی، مالکیت، مدیریت، سیاست‌گذاری و نفوذ بیرونی دقیقاً از کجا شروع و کجا تمام می‌شوند. و تا وقتی این مرز روشن نشود، بعد از اسماعیلی، عسکری‌زاده و طاهرزاده، شاید نام‌های دیگری هم بیایند و بروند؛ اما «مسئله صبانور» همچنان باقی خواهد ماند.

 



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0