گفت‌وگوی بیرونیت با رییس پیشین سازمان زمین‌شناسی درباره زلزله‌های امسال در شرق تهران

بیرونیت: تهران که می‌لرزد، میلیون‌ها دل نیز می‌لرزد. ثبت ۹ زمین‌لرزه با بزرگای بیش از ۳ از ابتدای سال ۱۴۰۵ در شرق تهران و وقوع دو زمین‌لرزه محسوس در فاصله حدود سه‌ونیم ماه، بار دیگر توجه‌ها را به وضعیت لرزه‌خیزی مناطق شرقی پایتخت جلب کرده است. زمین‌لرزه ۲۲ اردیبهشت با بزرگای ۴٫۶ در حوالی پردیس و زمین‌لرزه ۳٫۸ بامداد ۹ شهریور در جنوب جاجرود، پرسش‌هایی درباره ارتباط این دو رخداد، نقش گسل‌های منطقه و احتمال وقوع زمین‌لرزه‌های بزرگ‌تر ایجاد کرده‌اند. رئیس پیشین سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور در گفت‌وگو با «بیرونیت» درباره زمین‌لرزه‌های اخیر پردیس و جاجرود تأکید می‌کند که وجود گسل‌های فعال در شرق تهران، وقوع زمین‌لرزه‌های کوچک و متوسط را غیرمنتظره نمی‌کند، اما برای تشخیص افزایش لرزه‌خیزی و ارتباط میان رخدادهای اخیر، بررسی دقیق داده‌های لرزه‌نگاری ضروری است. علیرضا شهیدی، در این گفت‌وگو به بررسی وضعیت زمین‌ساختی شرق تهران، نقش گسل‌های فعال، احتمال انتقال تنش میان گسل‌ها و ارتباط احتمالی شرایط جوی با زمین‌لرزه پرداخته است.
گسل شرق تهران فعال است/ نمی‌توان گفت زلزله بزرگی در راه است/ پردیس در مجاورت چند سامانه گسلی مهم قرار دارد
*وقوع دو زمین‌لرزه محسوس در پردیس و جاجرود طی حدود سه‌ونیم ماه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
شرق تهران و محدوده پردیس در پهنه فعال البرز مرکزی و در مجاورت چند سامانه گسلی مهم قرار دارند. بنابراین وقوع زمین‌لرزه‌های محسوس در این منطقه از نظر زمین‌ساختی غیرمنتظره نیست.
زمین‌لرزه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ با بزرگای ۴٫۶ و عمق حدود ۱۰ کیلومتر در حوالی پردیس رخ داد و زمین‌لرزه ۹ شهریور نیز با بزرگای ۳٫۸ در جنوب جاجرود احساس شد. این دو رخداد باید در چارچوب فعالیت تکتونیکی البرز مرکزی بررسی شوند.
*آیا شرق تهران نسبت به سایر مناطق پیرامون پایتخت لرزه‌خیزی بیشتری دارد؟
شرق تهران یکی از پهنه‌های مهم لرزه‌خیز پیرامون پایتخت است. طی سه دهه اخیر، نسبت به غرب تهران، زمین‌لرزه‌های کوچک بیشتری در این محدوده ثبت و گزارش شده‌اند. وجود گسل‌های فعال و بالقوه فعال در شرق و شمال‌شرق تهران نیز اهمیت این منطقه را از نظر لرزه‌زمین‌ساختی نشان می‌دهد.
*ثبت ۹ زمین‌لرزه با بزرگای بیش از ۳ از ابتدای سال جاری، نشانه افزایش فعالیت لرزه‌ای منطقه نیست؟
صرف ثبت چند زمین‌لرزه یا وقوع دو رخداد محسوس در فاصله سه‌ونیم ماه، برای اثبات افزایش معنادار لرزه‌خیزی کافی نیست.
برای بررسی این موضوع باید کاتالوگ کامل زمین‌لرزه‌های منطقه، به‌ویژه رخدادهای کوچک، تحلیل شود و نرخ وقوع آن‌ها با دوره‌های مشابه گذشته مقایسه شود. توزیع بزرگی، عمق، موقعیت کانون‌ها و روند زمانی زمین‌لرزه‌ها نیز اهمیت دارد.
افزایش تعداد زمین‌لرزه‌های محسوس ممکن است ناشی از یک خوشه لرزه‌ای موقت یا تفاوت در حد تشخیص شبکه لرزه‌نگاری باشد. بنابراین بدون بررسی آماری نمی‌توان از افزایش غیرعادی لرزه‌خیزی سخن گفت.
*از نظر آماری چگونه می‌توان تشخیص داد که فعالیت لرزه‌ای پردیس افزایش یافته است؟
اگر تعداد رخدادهای ثبت‌شده با بزرگی بالاتر از آستانه قابل اعتماد در سه‌ونیم‌ماهه سال ۱۴۰۵، پس از بررسی کامل‌بودن کاتالوگ، به‌طور معناداری بیشتر از دوره مشابه سال ۱۴۰۴ باشد و این افزایش با آزمون‌های آماری تأیید شود، می‌توان از افزایش معنادار نرخ لرزه‌خیزی سخن گفت.
در غیر این صورت، وقوع دو زمین‌لرزه محسوس را باید در چارچوب نوسان طبیعی لرزه‌خیزی منطقه تفسیر کرد.
*آیا زمین‌لرزه‌های اردیبهشت و شهریور با یکدیگر ارتباط دارند؟
صرف نزدیکی زمانی و مکانی دو زمین‌لرزه، ارتباط مستقیم آن‌ها را اثبات نمی‌کند. برای تعیین چنین ارتباطی باید موقعیت دقیق کانون‌ها، عمق، سازوکار کانونی و توزیع زمین‌لرزه‌های کوچک‌تر بررسی شود.
ممکن است دو رخداد از نظر زمین‌ساختی مرتبط باشند، اما در حال حاضر رابطه علت و معلولی میان آن‌ها اثبات نشده است.
*آیا می‌توان زمین‌لرزه ۹ شهریور را پس‌لرزه زلزله ۲۲ اردیبهشت دانست؟
این احتمال را نمی‌توان به‌طور کامل منتفی دانست، اما نسبت دادن زمین‌لرزه اخیر به‌عنوان پس‌لرزه رخداد اردیبهشت، بدون بررسی دقیق علمی نیست.
پس‌لرزه‌ها معمولاً پس از زمین‌لرزه اصلی با روند کاهشی نرخ وقوع همراه هستند. از سوی دیگر، تغییر تنش ناشی از یک زمین‌لرزه ممکن است بر گسل‌های مجاور اثر بگذارد و در برخی شرایط رخدادهای بعدی را تحریک کند.
بنابراین ممکن است با یک توالی لرزه‌ای گسترده‌تر یا تحریک گسل مجاور روبه‌رو باشیم، اما این فرضیه‌ها نیازمند بررسی هستند.
*کدام گسل‌ها در لرزه‌خیزی پردیس و جاجرود نقش دارند؟
شرق و شمال‌شرق تهران تحت تأثیر مجموعه‌ای از گسل‌های فعال قرار دارند. گسل مُشا یکی از مهم‌ترین چشمه‌های بالقوه لرزه‌زا برای محدوده پردیس، رودهن و دماوند است.
بخش شرقی گسل شمال تهران، ساختارهای مرتبط با منطقه فیروزکوه و گسل‌های فرعی شرق تهران نیز در لرزه‌خیزی این پهنه نقش دارند.
در جنوب و جنوب‌شرق تهران نیز گسل‌های پارچین–ایوانکی و گرمسار از ساختارهای مهم منطقه‌ای به شمار می‌روند.
*آیا می‌توان گسل مُشا را عامل قطعی زمین‌لرزه‌های اخیر معرفی کرد؟
خیر. هرچند گسل مشا از مهم‌ترین ساختارهای لرزه‌زای منطقه است، اما وجود یک گسل مهم در نزدیکی کانون زمین‌لرزه برای نسبت دادن قطعی رخداد به آن کافی نیست.
برای تعیین گسل مسبب باید محل دقیق کانون، عمق زمین‌لرزه، سازوکار کانونی و ارتباط آن با هندسه گسل‌های منطقه مشخص شود. بنابراین نمی‌توان با قطعیت گفت زمین‌لرزه ۹ شهریور روی همان گسل یا همان قطعه‌ای رخ داده است که زمین‌لرزه ۲۲ اردیبهشت را ایجاد کرده بود.
*اهمیت گسل مُشا در ارزیابی خطر لرزه‌ای شرق تهران چیست؟
این گسل با روند کلی شرقی–غربی تا شرقی–شمال‌شرقی–غربی–جنوب‌غربی، در محدوده‌های لواسان، دماوند و فیروزکوه امتداد دارد.
طول قابل توجه، شواهد فعالیت کواترنری و ثبت زمین‌لرزه‌های تاریخی و دستگاهی در امتداد آن، موجب شده است که این ساختار در ارزیابی خطر لرزه‌ای تهران جایگاه ویژه‌ای داشته باشد.
برخی زمین‌لرزه‌های تاریخی بزرگ در محدوده البرز مرکزی، از جمله رخدادهای تاریخی دماوند و پیرامون آن، به این سامانه یا ساختارهای مرتبط با آن نسبت داده شده‌اند.
*زمین‌لرزه‌های کوچک و متوسط در محدوده دماوند–مُشا چه اهمیتی دارند؟
تمرکز زمین‌لرزه‌های کوچک و متوسط در عمق‌های مختلف در امتداد این ساختار، نشان‌دهنده فعال بودن سامانه گسلی در اعماق پوسته است.
بررسی توزیع مکانی کانون‌ها نیز نشان می‌دهد که بخش‌هایی از این سامانه دارای خوشه‌های لرزه‌ای مشخص هستند. این موضوع برای پردیس، بومهن، رودهن و دماوند اهمیت دارد؛ زیرا این مناطق از نظر مکانی با بخش‌های فعال سامانه و ساختارهای فرعی مرتبط با آن ارتباط نزدیکی دارند.
*ارتباط گسل شمال تهران با ساختارهای گسلی شرق پایتخت چگونه است؟
بخش شرقی گسل شمال تهران از ساختارهای مهم منطقه است و از نظر هندسی و جنبشی با سامانه‌های فعال البرز مرکزی ارتباط دارد.
در محدوده کلان–لتیان نیز ارتباط ساختاری میان سامانه‌های گسلی وجود دارد. شواهد زمین‌شناسی و ژئومورفولوژیکی نشان می‌دهد که تعامل این ساختارها می‌تواند در انتقال و توزیع تنش تکتونیکی در شمال و شمال‌شرق تهران مؤثر باشد.
به همین دلیل، در ارزیابی خطر لرزه‌ای پردیس، لواسان، رودهن و دماوند نباید صرفاً یک گسل را به‌صورت منفرد بررسی کرد.
*گسل‌های فیروزکوه و جنوب‌شرق تهران چه نقشی در ارزیابی خطر لرزه‌ای دارند؟
گسل‌های مرتبط با پهنه فیروزکوه در شرق دماوند، تحت تأثیر تغییر شکل فعال البرز مرکزی قرار دارند و زمین‌لرزه‌های متعددی در اطراف دماوند، فیروزکوه و مناطق شرقی‌تر ثبت شده است.
در جنوب و جنوب‌شرق تهران نیز گسل‌های پارچین–ایوانکی و گرمسار در پهنه گذار البرز به ایران مرکزی قرار دارند و شواهدی از فعالیت تکتونیکی جوان در امتداد آن‌ها گزارش شده است.
اگرچه فاصله این گسل‌ها از پردیس نسبت به گسل مشا بیشتر است، اما در مطالعات خطر لرزه‌ای منطقه، به‌ویژه برای ورامین، پاکدشت، پیشوا و بخش‌های جنوب‌شرقی استان تهران، باید مورد توجه قرار گیرند.
*آیا وقوع دو زمین‌لرزه اخیر می‌تواند ناشی از انتقال تنش میان گسل‌ها باشد؟
از نظر مکانیک گسل، چنین امکانی وجود دارد. لغزش روی یک گسل می‌تواند میدان تنش اطراف را تغییر دهد و تنش کولمب را روی گسل‌های مجاور افزایش یا کاهش دهد.
مطالعات زلزله‌شناسی نشان داده‌اند که انتقال تنش می‌تواند در برخی شرایط نرخ وقوع زمین‌لرزه‌ها را در گسل‌های مجاور تغییر دهد.
با این حال، درباره رخدادهای پردیس و جاجرود، انتقال تنش در حال حاضر یک فرضیه علمی قابل بررسی است و نمی‌توان صرفاً از توالی زمانی دو زمین‌لرزه آن را نتیجه گرفت.
*برای بررسی فرضیه انتقال تنش چه اطلاعاتی لازم است؟
باید مدل سه‌بعدی تغییرات تنش کولمب بر اساس هندسه گسل‌ها، عمق، سازوکار کانونی و پارامترهای لغزش رخدادها محاسبه شود. همچنین توزیع مکانی و زمانی زمین‌لرزه‌های کوچک‌تر باید مورد بررسی قرار گیرد.
بدون چنین بررسی‌هایی نمی‌توان درباره ارتباط مکانیکی دو زمین‌لرزه به نتیجه قطعی رسید.
*آیا تکرار زمین‌لرزه‌های کوچک در شرق تهران احتمال وقوع زلزله بزرگ‌تری را افزایش می‌دهد؟
تکرار زمین‌لرزه‌های کوچک به‌تنهایی به معنای نزدیک بودن یک زمین‌لرزه بزرگ نیست.
در برخی شرایط، تغییر تنش ناشی از یک رخداد می‌تواند احتمال کوتاه‌مدت وقوع رخداد دیگری را روی بخشی از یک گسل افزایش دهد. مطالعات انتقال تنش نیز نشان داده‌اند که افزایش تنش ممکن است زمان وقوع برخی رخدادها را جلو بیندازد.
اما این موضوع با پیش‌بینی زلزله بزرگ تفاوت اساسی دارد. علم امروز قادر نیست زمان، مکان و بزرگی یک زمین‌لرزه مشخص را به‌طور قطعی پیش‌بینی کند.
*آیا هم‌زمانی طوفان و زمین‌لرزه اردیبهشت می‌تواند نشانه ارتباط شرایط جوی با زلزله باشد؟
درباره زمین‌لرزه‌های معمول تکتونیکی، شواهد علمی معتبری وجود ندارد که باد شدید یا طوفان بتواند مستقیماً عامل ایجاد زمین‌لرزه باشد.
هم‌زمانی طوفان و زمین‌لرزه ۲۲ اردیبهشت نیز به‌خودی‌خود رابطه علت و معلولی را اثبات نمی‌کند. هم‌زمانی دو پدیده مستقل ممکن است از نظر آماری اتفاق بیفتد و نباید بدون بررسی بلندمدت، آن را نشانه وجود رابطه علی دانست.
*آیا تغییرات فشار هوا می‌تواند بر گسل‌های عمقی اثر بگذارد؟
از نظر فیزیکی، تغییر فشار سطحی می‌تواند تغییر بسیار کوچکی در وضعیت تنش پوسته ایجاد کند، اما مقدار آن در مقایسه با تنش‌های تکتونیکی حاکم بر گسل‌ها بسیار ناچیز است.
در شرایط خاص، اگر گسلی از قبل بسیار نزدیک به شکست باشد، تغییرات بسیار بزرگ فشار سطحی ممکن است به‌عنوان یک محرک ضعیف عمل کند. با این حال، این موضوع با ایجاد مستقیم زمین‌لرزه توسط طوفان تفاوت دارد.
گزارش‌های سازمان زمین‌شناسی آمریکا نیز به موارد محدودی از ارتباط احتمالی سامانه‌های بسیار بزرگ کم‌فشار با لغزش‌های آهسته و برخی رخدادهای لرزه‌ای اشاره کرده‌اند، اما شواهد آماری برای یک رابطه عمومی و قابل اتکا وجود ندارد.
*آیا پدیده‌ای به نام «هوای زلزله» از نظر علمی وجود دارد؟
اصطلاح «هوای زلزله» یا Earthquake Weather سابقه تاریخی دارد، اما پدیده‌ای علمی و اثبات‌شده در زلزله‌شناسی نیست.
زمین‌لرزه‌ها در شرایط مختلف جوی، از هوای سرد و گرم تا بارانی، خشک و طوفانی رخ می‌دهند و الگوی قابل اتکایی که بتوان آن را «هوای زلزله» نامید، شناسایی نشده است.
*آیا باد شدید، طوفان یا تغییر فشار هوا می‌تواند پیش‌نشانگر زلزله باشد؟
در حال حاضر خیر. این پدیده‌ها معیار علمی و قابل اعتماد برای پیش‌بینی زمین‌لرزه محسوب نمی‌شوند.
باید میان «پیش‌نشانگر» و «محرک» تفاوت قائل شد. پیش‌نشانگر باید پیش از زمین‌لرزه به‌طور تکرارپذیر و قابل اعتماد مشاهده شود و قابلیت پیش‌بینی داشته باشد؛ در حالی که چنین رابطه‌ای برای شرایط جوی اثبات نشده است.
حتی اگر تغییرات فشار سطحی در شرایط بسیار خاص نقش محرک ضعیفی داشته باشند، این موضوع به معنای امکان پیش‌بینی زلزله از طریق وضعیت هوا نیست.
*با توجه به زمین‌لرزه‌های اخیر، مهم‌ترین ضرورت برای شرق تهران چیست؟
شرق و شمال‌شرق تهران، به‌ویژه محدوده پردیس، بومهن، رودهن و دماوند، در پهنه‌ای فعال از نظر زمین‌ساختی قرار دارند. وقوع دو زمین‌لرزه محسوس در فاصله حدود سه‌ونیم ماه و ثبت زمین‌لرزه‌های کوچک متعدد، به‌تنهایی نشانه افزایش غیرعادی لرزه‌خیزی یا مقدمه قطعی وقوع یک زمین‌لرزه بزرگ نیست.
برای ارزیابی علمی وضعیت باید کاتالوگ کامل رخدادهای لرزه‌ای، نرخ وقوع، بزرگی، عمق، توزیع مکانی و زمانی و سازوکار کانونی زمین‌لرزه‌ها بررسی و با دوره‌های مشابه گذشته مقایسه شود.
رویکرد علمی مناسب برای شرق تهران، پایش مستمر لرزه‌ای، تحلیل دقیق داده‌ها، شناخت گسل‌های فعال، افزایش آمادگی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر زمین‌لرزه است.


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0