
آیا بر روند توسعه این بخش در حدود نیمقرنی که از انقلاب گذشته، مسلط هستند؟
مثلاً میدانند که سیدمهدی حسینی در دهه اول انقلاب چه تأثیری در توسعه فولاد و پاسداری از حقوق بخش معدن در مجامع بینالمللی داشت؟ یا اینکه هاشمیطبا، موسویانی، زندهیاد نیلی و مرتضی هاشمی چه خدماتی به معدن و صنایع وابسته کردند؟
آیا میدانند محمدرضا آیتاللهی کیست؟ اسمی از صالحیفروز شنیدهاند؟ از مشی و روش حسین محلوجی و محمدتقی بانکی و تلاشهایشان در بخش معدن و صنایع معدنی آگاهی دارند؟
بزرگان دانشگاهی چون دکتر مرتضی اصانلو، دکتر سیدکاظم اورعی و زندهیادان علیاصغر حسنیپاک، رحمتالله استوار و احمدزاده هروی و... را به خاطر دارند؟
همین سه دهه پیش را چه؟ میدانند که اول وزارت معادن و فلزات وجود داشت، بعد به وزارت صنایع و معادن تبدیل شد و سپس با اضافه شدن بازرگانی، به وزارت صنعت، معدن و تجارت تبدیل شد؟ نقش سیدحسین هاشمی در اضافه کردن نام معدن به این وزارتخانه تازهتأسیس چه بود؟
یا اینکه توسعه صنعت سیمان و انقلاب در بخش فرآوری مواد معدنی از کی شروع شد؟
آیا میدانند که تلاش افرادی چون اسحاق جهانگیری و مصطفی مؤذنزاده سبب شد تا امروز در سیمان و بسیاری از مواد معدنی فرآوریشده خودکفا باشیم؟
آیا با بزرگان بخش خصوصی معدن و صنایع معدنی آشنا هستند؟ مثلاً میدانند فرهنگ مدنیت و تشکلگرایی در این بخش از چه زمانی آغاز شد و چه کسانی در شکلگیری و گسترش آن نقش داشتند و تاریخسازی کردند؟
آیا میدانند روند توسعه این بخش از چه زمانی نزولی شد و خطاهای سیاستگذاری چگونه مسیر توسعه معدن و صنایع معدنی را تغییر داد؟
حافظه تاریخی، فقط شناخت نامها و دستاوردهای گذشتگان نیست؛ شناخت تصمیمهای درست، خطاهای سیاستگذاری و دلایل پیشرفت و عقبماندگی نیز هست.
مدیرانی که نمیدانند این صنعت چگونه ساخته شد، چه کسانی برای توسعه آن تلاش کردند و چه تصمیمهایی مسیرش را تغییر داد، چگونه میتوانند از تکرار اشتباهات جلوگیری کنند و آیندهای بهتر بسازند؟
مدیران امروز اگر تاریخ توسعه این بخش را ندانند، چطور میخواهند تاریخسازی کنند؟ تاریخسازی بدون تاریخدانی ممکن نیست.
مطالب مرتبط
