
۲. انتصاب او بهعنوان مدیرعامل شرکت مهمی چون متمم، طبیعتاً از مسیرهای اداری و تأییدیههای لازم عبور کرده و مسئولیت ارزیابی این انتصاب نیز متوجه نهادهای تصمیمگیر است.
۳. احمدی مدیری با ویژگیهای شخصیتی و مدیریتی پررنگ و بعضاً دوگانه است؛ با این حال، در کارنامه او میتوان انگیزه و رویکرد توسعهگرایانه را مشاهده کرد.
۴. رسانه میتواند درباره یک انتصاب نقد، تحلیل و حتی مخالفت خود را مطرح کند، اما میان نقد یک مدیر و انتساب اتهام به او فاصلهای جدی وجود دارد. از این منظر، موافقت یا مخالفت با انتصاب احمدی، تا زمانی که مبتنی بر عملکرد و مستندات باشد، بخشی از حق نقد رسانهای است.
۵. مهمتر از موافقت یا مخالفت با احمدی، بررسی کارنامه او در شرکت متمم است. مدیریت او باید بر اساس شاخصهای قابل اندازهگیری، پیشرفت پروژهها، زمانبندی، هزینهها و نتایج عملیاتی ارزیابی شود.
۶. شرکت ملی مس در شرایط فعلی، با توجه به افزایش قیمت جهانی مس و چشمانداز تقاضای این فلز، به یکی از جذابترین مجموعههای معدنی کشور تبدیل شده است. از این رو، نقدها و حاشیههای مدیریتی پیرامون این شرکت نیز باید با دقت بیشتری بررسی شود.
۷. احمدی از نظر سوابق مدیریتی به دولت محمود احمدینژاد نسبت داده میشود؛ این سابقه تاریخی قابل بررسی است، اما اینکه امروز نیز او را بخشی از همان تیم یا شبکه سیاسی بدانیم، نیازمند شواهد و مستندات مستقل است.
۸. ترکیب مدیریتی شرکت ملی مس را میتوان یکی از نمودهای سیاست وفاق در دولت پزشکیان دانست؛ مجموعهای که مدیرانی با سوابق و گرایشهای سیاسی متفاوت در آن حضور دارند. مصطفی فیضاردکانی مدیرعامل و محمدرضا فرزین رئیس هیئتمدیره این شرکت هستند.
۹. احمدی در این میان ظاهراً نه چهرهای مورد اجماع اصلاحطلبان است و نه اصولگرایان. با این حال، درباره چرایی انتخاب و جایگاه او در مجموعه مس، بهتر است بهجای گمانهزنی درباره انگیزههای سیاسی، عملکرد و مأموریتی که به او سپرده شده مبنای تحلیل قرار گیرد.
۱۰. ایمیدرو در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری به حفظ مدیران مجرب و متخصص نیاز دارد. سیاست منابع انسانی در بخش معدن باید بهجای حذف سرمایههای مدیریتی، بر جذب، حفظ و ارزیابی مدیران بر اساس عملکرد متمرکز شود.
مطالب مرتبط
