
۲. پیش از هرگونه افزایش قیمت گازوئیل، باید مصرف واقعی و استاندارد هر معدن بر اساس میزان استخراج، باطلهبرداری، مسیر حمل و نوع ماشینآلات مشخص شود.
۳. اعداد متفاوت درباره مصرف گازوئیل معادن، از ۰.۹ لیتر بهازای هر تن تا ارقام بالاتر حاصل از تقسیم سوخت تحویلی بر استخراج، نشان میدهد کشور به یک مرجع آماری واحد برای مصرف سوخت معدن نیاز دارد.
۴. فرسودگی ماشینآلات یکی از عوامل افزایش مصرف سوخت است؛ بنابراین نمیتوان واردات و نوسازی تجهیزات را محدود کرد و همزمان معدنکار را بهدلیل مصرف بالای گازوئیل جریمه کرد.
۵. افزایش قیمت گازوئیل بدون نوسازی ماشینآلات الزاماً مصرف را کاهش نمیدهد و ممکن است تنها هزینه استخراج مواد معدنی را افزایش دهد.
۶. هر معدن باید دارای شناسنامه انرژی باشد که در آن استخراج، باطلهبرداری، ماشینآلات، ساعات کارکرد و میزان واقعی مصرف سوخت ثبت شود.
۷. اتصال سامانههای کاداستر، سدف و اطلاعات ماشینآلات میتواند سهمیه گازوئیل را مستقیماً به میزان واقعی فعالیت معدن مرتبط و امکان انحراف سوخت را محدود کند.
۸. دولت میتواند سیاست «سوخت ترجیحی در برابر نوسازی» را اجرا کند؛ معدنکاری که ماشینآلات کممصرف خریداری و مصرف خود را کاهش میدهد، از مشوق سوخت برخوردار شود.
۹. کسری سهمیه معادن باید از یک مسیر رسمی و شفاف، از جمله بورس انرژی، قابل تأمین باشد تا کمبود سهمیه، معدنکار را به سمت بازار غیررسمی سوق ندهد.
۱۰. سیاست مطلوب گازوئیل معدن نه «سوخت ارزان برای همه» است و نه «افزایش یکباره قیمت»؛ بلکه سهمیه هوشمند، قیمتگذاری پلکانی، نوسازی ماشینآلات و پاداش به بهرهوری است.
▫️پینوشت: مسئله اصلی گازوئیل معدن، فقط قیمت نیست؛ داده، بهرهوری، ماشینآلات و نحوه تخصیص سهمیه چهار ضلع اصلی اصلاح سیاست سوخت هستند.
مطالب مرتبط
