
به گزارش بیرونیت، بازار جهانی مس این روزها شبیه یک استخر است که سطح آب آن مدام پایینتر میرود، در حالی که شیرهای برداشت بیشتر باز شدهاند. قیمت این فلز در بورس فلزات لندن به رکورد نزدیک به ۱۴ هزار و ۵۰۰ دلار در هر تن رسیده، اما آنچه فعالان صنعت را نگران کرده، نه خودِ عدد، بلکه شکاف رو به رشد بین قیمت نقدی و قراردادهای آینده است؛ شکافی که به بالاترین سطح پنج سال اخیر رسیده و زبان سادهاش این است: انبارهای فلزات دنیا دارند خالی میشوند.
هشداری که آمار میدهد، نه احساس
بانکهای سرمایهگذاری بزرگ در ماههای اخیر پیشبینی خود از میانگین قیمت مس را چند بار پشت سر هم بالا کشیدهاند، از حدود دوازده هزار و هفتصد دلار به بیش از سیزده هزار و هفتصد دلار در هر تن، آن هم با تأکید بر «ریسک صعودی قوی». این یعنی حتی خوشبینترین تحلیلها هم آمادهاند برای غافلگیریهای بیشتر. در همین حال، گزارشهای تخصصی صنعت انرژی هشدار میدهند که ظرفیت فعلی و برنامهریزیشده معادن مس تا سال ۲۰۳۵ تنها حدود هفتاد درصد نیاز جهانی را پوشش میدهد؛ یعنی سی درصد از تقاضای آینده، همین حالا هم روی کاغذ جوابی ندارد.
چرا اینبار فرق دارد؟
برخلاف رونقهای گذشته مس که معمولاً با رشد اقتصاد جهانی همزمان بود، اینبار موتور اصلی تقاضا جای دیگری روشن شده: مراکز داده و توسعه شبکههای برق. این بخشها آنقدر سریع رشد میکنند که برنامهریزی معدنی سنتی—که معمولاً ده تا پانزده سال طول میکشد تا یک معدن جدید به تولید برسد—عملاً از قافله عقب افتاده است. به همین دلیل، کارشناسان میگویند برای پاسخگویی به نیاز دهه آینده، صدها معدن جدید مس باید در سراسر جهان کلنگ بخورد؛ اتفاقی که با سرعت فعلی سرمایهگذاری، بعید است رخ دهد.
گرههای سیاسی که ماجرا را پیچیدهتر میکنند
به این کمبود ساختاری، دو گره سیاسی هم اضافه شده است. نخست، تصمیم هنوز نهایینشده آمریکا درباره وضع تعرفه بر واردات مس تصفیهشده، که باعث شده حجم بیسابقهای از این فلز به بنادر آمریکا سرازیر شود و بازارهای دیگر را کمآبتر کند. دوم، تصمیم کنگوی دموکراتیک، دومین تولیدکننده بزرگ جهان، برای محدودکردن صادرات کنسانتره مس بهمنظور توسعه صنایع داخلی خودش. هر کدام از این دو تصمیم بهتنهایی میتواند تعادل شکننده عرضه جهانی را بیشتر به هم بریزد.
چشمانداز پیش رو
نکتهای که نباید نادیده گرفت این است که مس دیگر فقط یک کالای صنعتی معمولی نیست؛ به گفته تحلیلگران، حساسیت شدید این فلز به هر نشانه کوچک از اختلال عرضه، آن را به یک شاخص هشداردهنده برای کل اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. برای کشورهای دارنده ذخایر مس، از جمله ایران، این وضعیت هم فرصت است و هم آزمون: فرصت برای ارزآوری بیشتر در صورت افزایش تولید، و آزمون برای اینکه آیا زیرساخت، سرمایهگذاری و ظرفیت فرآوری داخلی آماده بهرهبرداری از این رونق تاریخی هستند یا نه. آنچه مسلم است، بازار مس در ماههای پیش رو آرام نخواهد گرفت.
مطالب مرتبط
