• گروه مطلب:| گزارش| معدن| فارسی|
  • کد مطلب:90428
  • زمان انتشار:چهارشنبه 14 مرداد 1405-7:59
  • کاربر:

ابلاغیه جدید بورس کالای ایران درباره نحوه تعیین قیمت پایه اسلب فولادی، بار دیگر بحث قیمت‌گذاری دستوری در زنجیره فولاد را مطرح کرده است.
فولاد در تله قیمت‌گذاری دستوری

براساس این ابلاغیه، قیمت پایه اسلب با استفاده از فرمولی مبتنی بر نسبت قیمت جهانی تختال به شمش بلوم و آخرین قیمت کشف‌شده شمش بلوم تعیین می‌شود.

فعالان صنعت فولاد معتقدند این شیوه، نقش سازوکار عرضه و تقاضا در تعیین قیمت را کاهش می‌دهد و می‌تواند بر درآمد و تصمیم‌های سرمایه‌گذاری شرکت‌های فولادی اثرگذار باشد.

قیمت‌گذاری در بازارهای رقابتی معمولا بر مبنای تعامل میان عرضه‌کنندگان و خریداران شکل می‌گیرد.

در این چارچوب، قیمت‌ها علاوه بر هزینه تولید، اطلاعاتی درباره میزان تقاضا، شرایط بازار جهانی و چشم‌انداز سرمایه‌گذاری در اختیار بنگاه‌ها قرار می‌دهند.

با این حال، زمانی که دولت یا نهادهای تنظیم‌گر فرمول مشخصی را برای قیمت‌گذاری تعیین می‌کنند، امکان دارد فاصله‌ای میان قیمت واقعی بازار و قیمت تعیین‌شده ایجاد شود.

یکی از پیامدهای اصلی قیمت‌گذاری دستوری، کاهش انگیزه تولیدکننده برای افزایش ظرفیت، بهبود فناوری و سرمایه‌گذاری بلندمدت است.

اگر قیمت فروش یک محصول پایین‌تر از سطحی باشد که با هزینه‌های تولید و شرایط بازار همخوانی دارد، حاشیه سود بنگاه کاهش پیدا می‌کند.

این موضوع به‌ویژه در صنایعی مانند فولاد که نیازمند سرمایه‌گذاری‌های سنگین و مستمر برای حفظ رقابت‌پذیری هستند، اهمیت بیشتری دارد.

زنجیره فولاد ایران در سال‌های اخیر با چالش‌هایی مانند افزایش هزینه انرژی، محدودیت تامین برق و گاز، رشد هزینه‌های حمل‌ونقل و نوسانات ارزی مواجه بوده است.

در چنین شرایطی، تغییر در سازوکار قیمت‌گذاری می‌تواند بر توان مالی شرکت‌ها برای اجرای طرح‌های توسعه‌ای و نوسازی تجهیزات اثر بگذارد. کاهش منابع مالی در شرکت‌های بزرگ فولادی ممکن است به تعویق پروژه‌های افزایش بهره‌وری و توسعه ظرفیت منجر شود.

از سوی دیگر، تجربه اقتصاد ایران نشان داده است که فاصله میان قیمت‌های دستوری و قیمت‌های واقعی بازار می‌تواند زمینه ایجاد رانت و انتقال منافع از تولیدکننده یا مصرف‌کننده نهایی به واسطه‌ها را فراهم کند.

در صورتی که قیمت یک محصول پایین‌تر از ارزش واقعی آن تعیین شود، تقاضا برای خرید افزایش می‌یابد و امکان شکل‌گیری بازارهای غیررسمی تقویت می‌شود. پیامدهای این سیاست تنها به سودآوری شرکت‌ها محدود نمی‌شود.

کاهش سرمایه‌گذاری در صنعت فولاد می‌تواند در بلندمدت بر اشتغال صنعتی، صادرات، توسعه زنجیره ارزش و جایگاه ایران در بازارهای جهانی اثر منفی بگذارد.
فولاد یکی از صنایع پیشران اقتصاد ایران است و تصمیم‌های مرتبط با سازوکار قیمت‌گذاری آن می‌تواند بر مجموعه‌ای از صنایع پایین‌دستی و فعالیت‌های مرتبط با تولید اثرگذار باشد.

به همین دلیل، کارشناسان اقتصادی تاکید دارند سیاستگذاری در این حوزه باید به جای تعیین قیمت، بر ایجاد بازار رقابتی، شفافیت معاملات و کاهش موانع تولید تمرکز کند تا هم منافع مصرف‌کنندگان حفظ شود و هم انگیزه سرمایه‌گذاری در صنعت باقی بماند.
منبع: دنیای اقتصاد



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0