
به گزارش بیرونیت، وقتی از تجهیزات معدن حرف میزنیم، معمولاً دامپتراک، دستگاه حفاری و خطوط فرآوری به ذهن میآید؛ اما در بسیاری از معادن دورافتاده، ارزشمندترین محموله نه سنگ و تجهیزات، بلکه مهندس، تعمیرکار و مدیری است که باید بهموقع به محل برسد.
این مسئله برای ایران ناآشنا نیست. بخشی از معادن بزرگ کشور از سرچشمه و گلگهر تا چادرملو، سنگان و پروژههای معدنی شرق و جنوبشرق، در فاصله قابل توجهی از مراکز جمعیتی و خدمات تخصصی قرار دارند. در چنین شرایطی، خرابی یک تجهیز یا نیاز به حضور فوری گروه فنی میتواند ساعتها سفر زمینی و گاه یک روز کامل مأموریت ایجاد کند.
زمان ازدسترفته معمولاً در صورتهای مالی معادن دیده نمیشود، اما مستقیماً بر تولید اثر میگذارد. هر ساعت تأخیر در رسیدن متخصص، ممکن است زمان تعمیر، تصمیمگیری یا بازگشت خط تولید را طولانیتر کند.
شیلی با جغرافیایی کموبیش مشابه، برای این مشکل راهحل متفاوتی پیدا کرده است. بسیاری از معادن مس و لیتیوم این کشور در رشتهکوه آند یا بیابان آتاکاما قرار دارند؛ مناطقی که دسترسی زمینی به آنها دشوار و زمانبر است. در نتیجه، حملونقل هوایی بهتدریج از سفر اختصاصی مدیران فاصله گرفته و به بخشی از عملیات معدن تبدیل شده است.
شرکتهای معدنی شیلی از هواپیما برای انتقال مهندسان، نیروهای تعمیراتی، سرپرستان و کارکنان شیفتی استفاده میکنند. بازدیدی که پیشتر به سفر شبانه و اقامت نیاز داشت، اکنون در برخی موارد در یک روز انجام میشود. نتیجه فقط کاهش زمان سفر نیست؛ تصمیمگیری و واکنش به اختلالهای تولید نیز سریعتر میشود.
این تجربه به معنای خرید هواپیمای اختصاصی برای هر معدن ایرانی نیست. مسیر مناسبتر میتواند ایجاد پروازهای مشترک میان چند مجموعه معدنی، استفاده بهتر از فرودگاههای منطقهای و بهکارگیری هواپیماهای کوچک برای مسیرهای کوتاه باشد.
معیار اقتصادی نیز فقط قیمت پرواز نیست. هزینه اقامت، ساعت کاری ازدسترفته، خستگی نیروی متخصص و زیان ناشی از تأخیر در تعمیرات باید در طرف دیگر محاسبه قرار گیرد.
تجربه شیلی یک نکته ساده دارد: در معدنکاری مدرن، زیرساخت فقط جاده و راهآهن نیست. گاهی آنچه تولید را دوباره به حرکت درمیآورد، نه یک ماشین تازه در دل معدن، بلکه هواپیمایی است که متخصص را بهموقع به محل میرساند.
مطالب مرتبط
