مقایسه صنعت مس ایران با غول‌هایی چون کدلکو و بی‌اچ‌پی نشان می‌دهد شکاف اصلی نه در ذخایر معدنی، بلکه در توان تبدیل این ذخایر به تولید پایدار، سرمایه‌بر و رقابت‌پذیر جهانی است.
یک معدن، هم‌قدِ یک کشور

به گزارش بیرونیت، در دل کویر آتاکاما، جایی که خشک‌ترین نقطه‌ی زمین است، معدن اسکاندیدا هر روز میلیون‌ها تن سنگ را با ناوگانی از کامیون‌های دوطبقه جابه‌جا می‌کند تا از دلِ آن، مسی بیرون بکشد که قرار است به سیم‌پیچ توربین بادی در اروپا یا باتری خودروی برقی در چین تبدیل شود. هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر، در ارتفاعات کرمان، معدن سرچشمه -با قدمتی نزدیک به نیم‌قرن و ذخایری که کارشناسان آن را در ردیف ثروتمندترین منابع مسی دنیا می‌دانند- هنوز در حال مبارزه با چیزی است که اسکاندیدا سال‌هاست پشت سر گذاشته: تبدیل ثروت زیرزمینی به تولید پیوسته و قابل‌اتکا.

این تفاوت، تصادفی نیست و به زمین‌شناسی هم ربطی ندارد. وقتی شرکت ملی صنایع مس ایران از رشد ۸۱ درصدی فروش و جهش ۹۲ درصدی سود خالص در آخرین مجمع خود سخن می‌گوید، ارقام به‌ظاهر چشمگیرند. اما این رشد باید در مقیاس درست خوانده شود؛ نه در مقایسه با سال قبل خودِ شرکت، بلکه در کنار بازیگرانی که واقعاً بازار جهانی مس را می‌سازند: کدلکوی شیلی و بی‌اچ‌پی استرالیایی -مالک همان اسکاندیدا. وقتی این مقایسه انجام می‌شود، تصویر عوض می‌شود؛ نه به این دلیل که ایران ذخیره ندارد، بلکه به این دلیل که آنچه در دل کوه‌های کرمان هست و آنچه در نهایت به کاتد صادراتی تبدیل می‌شود، دو عدد بسیار متفاوت‌اند.

وقتی یک معدن، جای یک کشور را می‌گیرد

عدد خام، بهترین نقطه‌ی شروع است. کدلکو -بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی مس جهان- در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۳۳ میلیون تن مس تولید کرد؛ رقمی که با وجود حادثه‌ی معدن ال‌تنیهنته و کاهش عیار سنگ، توانست اندکی از تولید سال قبل خود پیشی بگیرد. بی‌اچ‌پی نیز در سال مالی منتهی به ژوئن ۲۰۲۵، تنها از معدن اسکاندیدا (بزرگ‌ترین معدن مس جهان) بیش از ۱.۳ میلیون تن مس بیرون کشید -با رشد ۱۶ درصدی نسبت به سال قبل- و تولید کل مس این غول معدنی برای اولین‌بار از مرز دو میلیون تن گذشت؛ رشدی ۲۸ درصدی طی سه سال گذشته.

در برابر این اعداد، تولید کاتد مس شرکت ملی صنایع مس ایران در محدوده‌ی ۲۸۵ تا ۳۰۰ هزار تن در سال قرار دارد. به بیان دیگر، تنها یکی از دو معدن بزرگ اسکاندیدا در بی‌اچ‌پی، تقریباً به‌اندازه‌ی کل صنعت مس ایران، مس تولید می‌کند -و آن هم فقط بخشی از پرتفوی این شرکت است. سرمایه‌گذاری سالانه‌ی بی‌اچ‌پی در کل گروه به حدود ۱۱ میلیارد دلار می‌رسد و کدلکو تنها در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۴.۷ میلیارد دلار در پروژه‌های خود سرمایه‌گذاری کرد؛ ارقامی که با آنچه صنعت مس ایران سالانه در اختیار دارد، در دو دنیای متفاوت قرار می‌گیرند. سهم ایران از تولید جهانی مس محتوا حدود ۱.۷ درصد برآورد می‌شود؛ در حالی که سهم آن از ذخایر شناسایی‌شده‌ی دنیا نزدیک به ۵ درصد است. این شکاف سه‌برابری میان «آنچه هست» و «آنچه استخراج می‌شود»، دقیقاً همان چیزی است که باید توضیح داده شود.

فضای کسب‌وکاری که رقبا از آن بی‌خبرند

فاصله‌ی تولید، بیش از آنکه محصول تصمیم این یا آن مدیر باشد، بازتاب محیطی است که صنعت مس ایران در آن فعالیت می‌کند؛ محیطی که همتایان جهانی‌اش هرگز تجربه نکرده‌اند. کدلکو و بی‌اچ‌پی هم بی‌تردید با چالش‌های واقعی روبه‌رو هستند: افت مداوم عیار سنگ در معادن قدیمی، حادثه‌ی مرگبار معدنی که تولید کدلکو را در نیمه‌ی دوم ۲۰۲۵ مختل کرد، و هزینه‌ی سرمایه‌ای که برای حفظ همین سطح تولید سال به سال بالاتر می‌رود. اما این شرکت‌ها، در هر شرایطی، همچنان به بازارهای مالی جهانی، بیمه‌های بین‌المللی، زنجیره‌ی تأمین باز و فناوری روز دسترسی دارند؛ چیزی که صنعت مس ایران از آن محروم است.

نکته‌ی کلیدی، تفاوت در «امکان واکنش» است. وقتی قیمت جهانی مس بالا می‌رود، بی‌اچ‌پی می‌تواند در عرض چند سال ۱۰ تا ۱۴ میلیارد دلار برای توسعه‌ی ظرفیت در همان معدن اسکاندیدا سرمایه‌گذاری کند و بازدهی داخلی ۱۳ تا ۱۶ درصدی برای آن پیش‌بینی کند؛ سرمایه‌ای که به‌راحتی از بازارهای بین‌المللی تأمین می‌شود. صنعت مس ایران چنین امکانی ندارد: تحریم‌های بانکی، محدودیت در نقل‌وانتقال ارز و دشواری واردات تجهیزات و فناوری روز، عملاً مسیر تبدیل سریع رونق قیمت جهانی به ظرفیت تولید را می‌بندد -مسیری که برای رقبای جهانی باز است.

گزارش عملکرد اخیر شرکت ملی مس، تصویری صادقانه از این محیط ارائه می‌دهد: اختلال در تأمین انرژی، پیچیدگی‌های عملیاتی و آثار جنگ تحمیلی دوازده‌روزه، از جمله موانعی هستند که این صنعت با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند. با این‌همه، تولید مس محتوا و کنسانتره توانسته جلوتر از برنامه‌ی مصوب داخلی حرکت کند؛ نشانه‌ای از تلاش برای عبور از محدودیت‌ها، نه انفعال در برابر آن‌ها.

محدودیت‌های لجستیکی و دشواری تبادل منابع ارزی -پیامد مستقیم تحریم‌های بانکی- همچنان توان بخش را برای بهره‌برداری کامل از رونق قیمت جهانی کاتد محدود می‌کند؛ در حالی‌که رقبای جهانی همان رونق قیمتی را به‌طور کامل به سود و بازدهی سهامدار تبدیل می‌کنند (برای نمونه، رشد ۴۹ درصدی سود عملیاتی اسکاندیدا در سال مالی ۲۰۲۵، عمدتاً محصول ترکیب رشد تولید و قیمت جهانی بوده است).

کمبود تجهیزات و ماشین‌آلات معدنی مدرن نیز نه ناشی از کاستی مدیریتی، بلکه مستقیماً پیامد محدودیت واردات فناوری تحریم‌شده است؛ همان فناوری‌ای که کدلکو و بی‌اچ‌پی بدون هیچ مانعی از بازار جهانی تأمین می‌کنند. در چنین شرایطی، فاصله‌ی عملکردی میان صنعت مس ایران و غول‌های جهانی، کمتر داستان توانایی یا اراده، و بیشتر داستان نابرابری در دسترسی به ابزارهای عادی یک کسب‌وکار معدنی است.

زیر خاک، ایران عقب نیست

نکته‌ی مهم برای هر مقایسه‌ی منصفانه این است که عقب‌ماندگی ایران، زمین‌شناختی نیست. با ذخایری میان ۵۴ تا بیش از ۶۶ میلیون تن -که ایران را در رتبه‌ای میان پنجم تا دهم جهان از نظر حجم ذخایر قرار می‌دهد- و اکتشاف‌شدن تنها ۷ درصد از پهنه‌های بالقوه، منبع خام کمبود ندارد. مسئله در جای دیگری است: تبدیل ذخیره‌ی زیرزمینی به تولید روزمره، به سرمایه، فناوری، ثبات انرژی و دسترسی بی‌دردسر به بازارهای مالی جهانی نیاز دارد؛ همان مؤلفه‌هایی که کدلکو و بی‌اچ‌پی -با همه‌ی مشکلاتشان- در اختیار دارند و صنعت مس ایران ندارد یا با هزینه‌ای چندبرابر به دست می‌آورد.

حرف آخر

مقایسه‌ی مستقیم اعداد نشان می‌دهد صنعت مس ایران، در مقیاس جهانی، هنوز یک بازیگر کوچک است؛ نه به دلیل کمبود ذخیره، بلکه به دلیل محدودیت در تبدیل آن ذخیره به تولید. رشد درصدی بالا در گزارش‌های داخلی -مانند ۸۱ درصد رشد فروش یا ۹۲ درصد رشد سود- بیشتر بازتاب پایه‌ی کوچک تولید و اثر تورم و نرخ ارز داخلی است تا جهشی واقعی در مقیاس جهانی. تا زمانی که موانع ساختاری تأمین انرژی، فناوری و مبادلات مالی بین‌المللی برطرف نشود، فاصله‌ی میان ظرفیت واقعی زمین‌شناسی ایران و جایگاه آن در نقشه‌ی جهانی تولید مس، همچنان باقی خواهد ماند.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0