
به گزارش بیرونیت، واقعیت آن است که ناترازی برق کشور، ریشه در مصرف مگامالها یا ادکلنفروشیها ندارد، بلکه حاصل سالها عقبماندگی در سرمایهگذاری برای توسعه نیروگاهها و زیرساختهای صنعت برق است.
صنعت فولاد، مس، آلومینیوم و دیگر صنایع انرژیبر، برای حفظ فرآیند تولید به برق پایدار، مستمر و باکیفیت نیاز دارند؛ برقی که قطع آن نهتنها تولید را متوقف میکند، بلکه میتواند خسارتهای فنی و اقتصادی سنگینی به تجهیزات و خطوط تولید وارد کند.
از این منظر، هرچند کاهش مصرف مراکز تجاری میتواند در ساعات اوج بار چند مگاوات از فشار شبکه بکاهد، اما این میزان در مقایسه با نیاز صدها مگاواتی مجتمعهای بزرگ فولادی و معدنی، بسیار ناچیز است و نمیتواند جایگزین ظرفیت تولید جدید شود.
بنابراین، این تصور که با خاموشتر شدن ویترین فروشگاهها یا کاهش ساعت فعالیت مگامالها، برق مورد نیاز صنایع بزرگ تأمین خواهد شد، بیش از آنکه یک راهکار فنی باشد، یک راهحل نمادین است.
مدیریت مصرف در بخش تجاری و خدماتی، بدون تردید بخشی از راهکار عبور از پیک مصرف است، اما نباید جایگزین سیاستهای اصلی در حوزه تولید برق شود.
آنچه امروز صنعت به آن نیاز دارد، افزایش ظرفیت نیروگاهی، تکمیل پروژههای نیمهتمام، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر، تسهیل سرمایهگذاری صنایع در احداث نیروگاههای اختصاصی، ارتقای راندمان نیروگاههای موجود و اصلاح اقتصاد برق برای جذب سرمایه است.
در نهایت، اگرچه محدود کردن مصرف مگامالها میتواند به مدیریت کوتاهمدت شبکه کمک کند، اما پاسخ ناترازی برق کشور نیست. صنعت فولاد لَنگِ برق ادکلنفروشیها نیست؛ لَنگِ سرمایهگذاری در نیروگاهها و توسعه زیرساختهای برق است.
تا زمانی که این مسئله بهصورت ریشهای حل نشود، جابهجایی محدودیتها میان بخشهای مختلف اقتصاد، تنها شکل مدیریت کمبود خواهد بود، نه درمان آن.
مطالب مرتبط
