
به گزارش بیرونیت، قرارداد تازه آمریکا برای خرید وانادیوم، فقط یک معامله معدنی نیست؛ نشانهای از تغییر نگاه واشنگتن به مواد خامی است که تا چند سال پیش کمتر در کانون توجه بودند.
در فهرست فلزاتی که معمولاً خبرساز میشوند، وانادیوم جایگاه ویژهای ندارد. قیمت نفت، طلا، مس یا لیتیوم بیشتر تیتر رسانهها را به خود اختصاص میدهند، اما این هفته نام فلزی کمتر شناختهشده در خبرهای آمریکا دیده شد؛ نه به دلیل کشف یک معدن جدید و نه به خاطر جهش قیمت، بلکه به این دلیل که دولت آمریکا تصمیم گرفت بزرگترین قرارداد تاریخ یک تولیدکننده داخلی وانادیوم را امضا کند.
بر اساس این قرارداد، شرکت US Vanadium طی سه سال آینده پنتوکسید وانادیوم با خلوص بالا را برای «ذخایر راهبردی ملی» آمریکا تأمین خواهد کرد؛ قراردادی که از سوی اداره لجستیک دفاعی ایالات متحده منعقد شده است.
در ظاهر، این فقط یک قرارداد خرید دولتی است. اما آنچه اهمیت دارد، هویت خریدار است.
خریدار این بار یک شرکت فولادی یا خودروساز نیست؛ وزارت دفاع آمریکاست.
وانادیوم فلزی است که در ساخت فولادهای فوقمقاوم، آلیاژهای تیتانیوم، موتورهای هواپیما، سامانههای موشکی، راکتورهای هستهای، تجهیزات فضایی و برخی فناوریهای پیشرفته به کار میرود. اهمیت آن از حجم مصرفش بیشتر است؛ زیرا نبود آن میتواند زنجیره تولید برخی صنایع حساس را با مشکل روبهرو کند.
همین مسئله، توضیح میدهد چرا آمریکا با وجود آنکه هنوز بخش قابل توجهی از نیاز خود را از برزیل، آفریقای جنوبی، روسیه و چین وارد میکند، اکنون به دنبال گسترش ظرفیت داخلی فرآوری این فلز است.
نکته جالبتر اینجاست که US Vanadium یک غول معدنی کلاسیک نیست. این شرکت بخش مهمی از وانادیوم مورد نیاز خود را از بازیافت پسماندهای پالایشگاههای نفت و ضایعات صنعتی به دست میآورد. به بیان دیگر، خبر فقط درباره استخراج نیست؛ درباره ایجاد یک زنجیره داخلی برای تولید مادهای است که از نگاه واشنگتن اهمیت راهبردی پیدا کرده است.
این قرارداد را نیز نمیتوان جدا از روندی بزرگتر دید.
در چند سال گذشته، دولت آمریکا مجموعهای از سیاستها را برای کاهش وابستگی به واردات مواد معدنی حیاتی دنبال کرده است؛ از سرمایهگذاری در فرآوری عناصر نادر خاکی گرفته تا حمایت از پروژههای لیتیوم، گرافیت و کبالت. اکنون وانادیوم نیز به همان فهرست اضافه شده است.
تفاوت مهم این مرحله با گذشته، در نوع حمایت دولت است. واشنگتن دیگر فقط از پروژهها حمایت مالی نمیکند یا برای آنها وام و مشوق در نظر نمیگیرد؛ بلکه در برخی موارد، خود به خریدار محصول تبدیل میشود. این کار ریسک سرمایهگذاری را کاهش میدهد و به تولیدکننده اطمینان میدهد که برای محصولش بازار وجود خواهد داشت.
این الگو احتمالاً فقط به وانادیوم محدود نخواهد ماند. هرچه رقابت فناوری، صنایع دفاعی و گذار انرژی اهمیت بیشتری پیدا کند، فلزاتی که زمانی در حاشیه بازار قرار داشتند، ممکن است بیش از گذشته وارد دستور کار دولتها شوند.
قرارداد سهساله آمریکا، شاید از نظر ارزش مالی بزرگترین معامله بازار فلزات نباشد، اما از نظر پیام، اهمیت دیگری دارد. این خبر نشان میدهد رقابت بر سر مواد معدنی دیگر فقط در معدن یا بازارهای جهانی جریان ندارد؛ بخشی از آن به سیاست صنعتی، امنیت ملی و توان کشورها برای ساخت زنجیرههای تأمین داخلی منتقل شده است.
اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است در سالهای آینده، خبرهای مهم بازار مواد خام نه از کشف یک معدن تازه یا رکوردشکنی قیمتها، بلکه از قراردادهایی منتشر شوند که دولتها برای تضمین دسترسی خود به مواد معدنی حیاتی امضا میکنند.
مطالب مرتبط
