• گروه مطلب:| گفتگو| معدن| فارسی|
  • کد مطلب:90094
  • زمان انتشار:يکشنبه 21 تير 1405-17:14
  • کاربر:
گفت‌وگو با دکتر مرتضی اصانلو، عضو فرهنگستان علوم ایران و استاد معدن دانشگاه صنعتی امیرکبیر

بیرونیت: آذر ماه سال گذشته نقطه عطفی در تاریخ علم معدن در ایران بود چرا که دکترمرتضی اصانلو، به‌عنوان نماینده بخش معدن و متالورژی به عضویت شاخه مهندسی معدن و متالورژی، برگزیده شد.این رخداد نشان می‌دهد که سیاست‌گذار اگرچه دیرهنگام، اما به اهمیت نقش معدن در توسعه کشور پی برده و یکی از بزرگان بخش معدن کشور را به عضویت خود درآورده است. در این رابطه با دکتر اصانلو به گفت‌وگو نشستیم تا دیدگاه‌های او را درباره جایگاه معدن در توسعه کشور، وضعیت آموزش و پژوهش در این حوزه و ضرورت بازنگری در رویکردهای فرهنگستان جویا شویم.
دوران چهارم معدنکاری از راه رسیده است/  پس از ۲۰۵۰ به‌سمت معدنکاری دریایی می‌رویم

به عنوان بحث آغازین، جایگاه معدن را در توسعه کشور چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تعداد کشورهایی که معدن نداشته‌اند اما توسعه‌یافته‌اند، از انگشتان یک دست کمترند. از سوی دیگر، تعداد کشورهایی که منابع طبیعی و معدنی فراوان داشته‌اند اما توسعه‌نیافته مانده‌اند نیز بسیار محدود است. معیارهای توسعه‌یافتگی را می‌توان در دو شاخص زیر مشاهده کرد؛ یکی "درآمد ناخالص سرانه" و دیگری "مصرف سرانه فلز و کانی".

کشورهایی که درآمد ناخالص سرانه آن‌ها کمتر از ۵ هزار دلار و مصرف سرانه فلز و کانی در آن‌ها کمتر از ۴ تن باشد، در زمره کشورهای توسعه‌نیافته یا کم‌درآمد قرار می‌گیرند. کشورهایی که درآمد ناخالص سرانه آن‌ها بین ۵ هزار تا ۱۰ هزار دلار و مصرف سرانه فلزات و کانی‌های آن‌ها بین ۵ تا ۱۰ تن باشد، در گروه کشورهای دارای درآمد متوسط یا در حال توسعه قرار می‌گیرند. در نهایت، کشورهایی که درآمد ناخالص سرانه آن‌ها بیش از ۱۰ هزار دلار و مصرف سرانه فلزات و کانی‌های آن‌ها بین ۱۰ تا ۲۰ تن باشد، در شمار کشورهای توسعه‌یافته یا پردرآمد محسوب می‌شوند. با این معیارها، ایران با وجود برخورداری از منابع طبیعی و معدنی غنی، در زمره کشورهای کم‌درآمد یا کمترتوسعه‌یافته قرار می‌گیرد.

 

از نظر ظرفیت‌های معدنی، ایران چه جایگاهی دارد؟

میزان ذخایر استخراج‌پذیر ایران (Mineable Ore Reserve Deposit) حدود ۳۷ میلیارد تن است. همچنین میزان منابع اندازه‌گیری‌شده (Measured Mineral Resources) و منابع نشان‌دار (Indicated Mineral Resources) که قابلیت تبدیل به ذخایر استخراج‌پذیر را دارند، حدود ۵۷ میلیارد تن برآورد می‌شود. این در حالی است که در بسیاری از مناطق کشور هنوز مطالعات اکتشافی به‌طور کامل انجام نشده است؛ بنابراین، ظرفیت واقعی ایران می‌تواند به‌مراتب بیش از این ارقام باشد.

 

برخی معتقدند با توسعه فناوری، اهمیت معدن کاهش می‌یابد. نظر شما چیست؟

اگر به سیر تاریخی تمدن بشر نگاه کنیم، می‌بینیم که پس از دوران سنگی (Stone Age)، انسان با شناخت آتش و استفاده از حرارت آن برای ذوب مس، وارد عصر مس (Copper Age) شد. سپس دوران برنز و آهن را پشت سر گذاشت تا به انقلاب صنعتی، در حدود سال ۱۷۵۰ میلادی، رسید؛ زمانی که با اختراع موتور بخار، تولید محصولات صنعتی گسترش یافت.

پس از آن، با پیدایش برق، لامپ و موتور الکتریکی توسط مایکل فارادی، نیکولا تسلا و توماس ادیسون، موتور الکتریکی جایگزین موتور بخار شد و مصرف فلزات و کانی‌ها نیز افزایش یافت. سپس در سال ۱۹۴۳ میلادی، با تولید رایانه الکترونیکی، دیجیتالی و قابل برنامه‌ریزی و بعدها با گسترش ایده‌هایی که آلن تورینگ در حوزه تحلیل داده‌های پیچیده مطرح کرد، مفهوم هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) وارد ادبیات علمی شد.

امروز به دوره‌ای رسیده‌ایم که می‌توان آن را «دوران چهارم معدن» یا «معدن 4» نامید؛ دوره‌ای که در آن از دیسپاچینگ، کنترل از راه دور ماشین‌آلات، نرم‌افزارهای هوشمند، رباتیک، اینترنت اشیا (IoT) و GPS برای کاهش زمان انتظار و افزایش بهره‌وری ماشین‌آلات معدنی استفاده می‌شود. مصرف فلزات و کانی‌ها همچنان رو به افزایش است؛ به‌گونه‌ای که پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۵۰ منابع خشکی زمین به‌تنهایی نتوانند نیاز بشر به فلزات و کانی‌ها را تأمین کنند. در نتیجه، بشر ناگزیر خواهد بود از منابع موجود در رودخانه‌ها، دریاچه‌ها، دریاها، اقیانوس‌ها و حتی سایر سیارات برای تأمین این مواد بهره بگیرد.

در سال‌های اخیر بسیاری از دخایر استخراج پذیر که در سطح یا نزدیک سطح زمین قرار داشتند (ضخامت باطله‌های روی ذخیره کمتر از ۶۰۰ متر بودند) و سهل‌الوصول یا استخراج‌ شدند یا در حال استخراجند. اما در تعدادی، مانند مثل چوکی کاماتا (Chuqicamata) در شیلی با عمق یک کیلومتر، پهنای ۳ کیلومتر و طول چهار کیلومتر، که بخش قابل توجهی از مس مورد نیاز جهان را تأمین می‌کند و معدن مس بینگهام کنیون (Bingham Canyon Mine) در ایالت یوتا، آمریکا، در عمق ۱۱۸۰ متر، که گسترش سنگ معدنی (کانسنگ) همچنان ادامه داشت، تغییر روش دادند و به روش‌های زیرزمینی، عملیات استخراج را ادامه دادند. اتفاقی که در این دو معدن و تعداد اندکی از معادن دیگر که در اعماق اقدام به تغییر روش استخراج نمودند، رخ داد، کاهش تولید و درآمد به یک‌سوم قبل از تغییر روش بوده است. به غیر از این دو مشکل اساسی، کاهش ایمنی و نیاز روش استخراج زیرزمینی به عیار بالای فلزات در اعماق، موجب شده که امکان ادامه روش روباز در اعماق بیشتر از ۱۱۰۰ متر در حال بررسی باشد. این امر نیاز به مطالعات ژئومکانیکی دارد تا بتوان شیب معادن روباز عمیق را یک درجه افزایش داد. معدنکاری در اعماق (Deep Mining) و استخراج از کانسنگ‌های کم‌عیار (Lean Mining) از زمینه‌های پیش روی بخش‌های مهندسی معدن است. علاوه بر موارد فوق، بحث معدنکاری چرخشی (Circular Economy) به جای معدنکاری عمیق و کم‌عیار، از گزینه‌های دیگر معدنکاری است. لازم به توضیح است که در هر دو معدن مس ایران (سرچشمه و سونگون)، با مشکل معدنکاری عمیق (عمیق‌تر از هزار متر در سرچشمه و ۹۰۰ متر در مورد سونگون) مواجه هستند.

 

در سطح جهانی، آیا نگاه به معدن در حال تغییر است؟

بله، کاملاً. در تاریخ ۱۶ تا ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶، در کنفرانس سران G7 که در پاریس برگزار شد، یکی از مصوبات مهم این گروه، فعال‌تر کردن معادن و کاهش وابستگی به مواد معدنی راهبردی بود. دیدگاه این گروه آن بود که اگر ۲۰ فلز و کانی بحرانی و ضروری در کشورهای اروپایی تولید شود، اعمال تحریم بر این اقلام، اگر غیرممکن نباشد، برای تحریم‌کنندگان با دشواری‌های فراوان همراه خواهد بود. این تصمیم نشان می‌دهد که جهان امروز معدن را نه‌فقط یک حوزه اقتصادی، بلکه مؤلفه‌ای راهبردی در امنیت و توسعه می‌داند.

 

از منظر تاریخی و نظری، سابقه پیوند معدن و توسعه پایدار به کجا بازمی‌گردد؟

برای نخستین بار در سال ۱۵۵۶ میلادی، Georgius Agricola در مجموعه دوازده‌جلدی De Re Metallica مطالبی را منتشر کرد که جلد نخست آن به معدنکاری اختصاص داشت. در همان اثر، از مفهوم توسعه پایدار سخن گفته شد و این ایده مطرح شد که معدن‌کاری، صنعت پایه توسعه پایدار (Primary Industry) و زیربنای آن (Underpin Sustainable Development) است.

Agricola به دو نکته اساسی اشاره می‌کند؛ یکی "توسعه پایدار" و دیگری "زیربنای توسعه پایدار، معدن‌کاری" است. نه معدن و کشاورزی به‌طور هم‌ارز؛ زیرا حتی کشاورزی مدرن نیز برای ابزار، ماشین‌آلات و تجهیزات خود به محصولاتی نیاز دارد که از معدن به دست می‌آیند.

پس از صنعت پایه، صنایع دوم (Secondary Industry) قرار دارند و سپس صنایع سوم (Tertiary Industry) که وظیفه انتقال محصولات صنعتی به مصرف‌کنندگان را بر عهده دارند.

 

وضعیت کمی معادن ایران و اشتغال ناشی از آن چگونه است؟

بر اساس آمار منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران در تاریخ ۱۵/۱۱/۱۴۰۱، ایران دارای ۱۴ هزار معدن در مراحل مختلف، از پی‌جویی تا تولید محصول نهایی، است. از این تعداد، ۵۷۸۲ معدن در مرحله بهره‌برداری قرار دارند که حدود ۴۱ درصد کل معادن را تشکیل می‌دهند. حدود ۹۷ درصد این معادن به روش روباز استخراج می‌شوند.

بیش از ۱۲۰ هزار نفر در این معادن مشغول به کار هستند. بر اساس استانداردها، به ازای هر یک نفر شاغل در معدن، بین سه تا پنج شغل دیگر نیز به‌طور غیرمستقیم ایجاد می‌شود. برخی اقتصاددانان ایرانی حتی این عدد را تا ۱۷ شغل نیز برآورد کرده‌اند. بنابراین، معدن نه‌تنها در تولید، بلکه در اشتغال‌زایی مستقیم و غیرمستقیم نیز نقش مهمی دارد.

 

در حوزه آموزش عالی و شناسایی استادان برجسته، چه مسئله‌ای را مهم می‌دانید؟

نکته مهم این است که از میان ۲۲ دانشگاه دولتی دارای دانشکده مهندسی معدن و بیش از ۶۰ واحد دانشگاه آزاد اسلامی، علمی کاربردی و پیام نور که رشته مهندسی معدن دارند، تاکنون حتی یک استاد جوان، میانسال یا پیشکسوت از سوی فرهنگستان در بخش آموزش به‌عنوان استاد نمونه انتخاب نشده است. این موضوع جای تأمل جدی دارد.

این در حالی است که در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، بنا بر گزارش سردبیر مجله IJE، که تنها مجله دولتی مهندسی با نمایه ISI و ضریب تأثیر بیش از ۲ است، تعداد مقالات رشته مهندسی معدن که  در مجله چاپ و از سوی پژوهشگران بین‌المللی مطالعه و مورد استناد (Citation) قرار گرفته‌اند، قابل توجه بوده است. بنابراین، نادیده گرفتن این ظرفیت علمی با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد.

 

بر این اساس، چه نقدی به رویکرد فعلی وجود دارد؟

این موارد نشان می‌دهد که فرهنگستان نیازمند خانه‌تکانی در رویکرد خود نسبت به آموزش و پژوهش است. دستاوردهای آموزشی و پژوهشی در علوم مهندسی معدن باید در راستای ارتقای سطح آموزش و توسعه صنعت قرار گیرند. همان‌گونه که خواجه نصیرالدین طوسی هم خردگرا بود و هم عمل‌گرا و نمونه این نگاه را می‌توان در تأسیس رصدخانه مراغه مشاهده کرد، علم زمانی اثرگذار است که با نیازهای واقعی کشور و زیرساخت‌های توسعه پیوند بخورد.

 

پیشنهاد مشخص شما برای تقویت این حوزه چیست؟

پیشنهاد می‌شود گروه علوم مهندسی نگاه ویژه‌ای به بخش معدن، به‌عنوان صنعت پایه، داشته باشد و با شرکت‌های بزرگ معدنی، مانند مجموعه مس که بیش از ۱۰ هزار نفر پرسنل دارد و از منابع غنی مس برخوردار است، نشست‌های مشورتی و آموزشی برگزار کند.

هدف این نشست‌ها می‌تواند تهیه گزارش‌های علمی و مستدل درباره وضعیت کنونی و آینده صنعت مس و ارائه آن به مسئولان کشور باشد تا آنان بیش از پیش به اهمیت مس و نقش آن در صنایع مختلف آگاه شوند. اگر این مطالعات توسط جمعی از برجسته‌ترین استادان معدن در گرایش‌های مختلف انجام شود، بی‌تردید در تصمیم‌گیری مسئولان کشور در زمینه معدن و صنایع معدنی اثرگذار خواهد بود.

 

آیا در سایر کشورها نیز فرهنگستان‌ها یا نهادهای مشابه چنین نقشی دارند؟

بله. مطالعه آیین‌نامه‌های علوم مهندسی در فرهنگستان‌های آمریکا، هندوستان، چین، کانادا و استرالیا، به‌ویژه آمریکا، چین و هندوستان، نشان می‌دهد که گزارش‌های شاخه علوم مهندسی در این کشورها به‌گونه‌ای تنظیم می‌شود که تصمیم‌های اساسی کشور و حتی اجرای پروژه‌های بزرگ بر مبنای همین گزارش‌ها انجام می‌گیرد. هرچند در برخی موارد اجرای این گزارش‌ها الزام‌آور نیست، اما در سه کشور یادشده این گزارش‌ها عملاً به اسنادی اثرگذار و راهبردی تبدیل شده‌اند.

 

در نهایت، چه پیشنهاد ساختاری درباره جایگاه معدن در فرهنگستان دارید؟

پیشنهاد می‌شود با توجه به نقشی که معدن در توسعه و توسعه پایدار دارد، این حوزه از متالورژی جدا شود و گروه مستقلی متشکل از استادان برجسته دانشگاه‌های کشور در حوزه‌های مختلف معدنی تشکیل شود. این گروه می‌تواند به انجام پژوهش‌های تخصصی بپردازد و نتایج آن‌ها را برای مسئولان بخش معدن ارسال کند. هنگامی که چنین گزارش‌هایی با تأیید جمعی از استادان برجسته همراه باشد، احتمال تأثیرگذاری آن‌ها بر تصمیم‌گیری‌های اجرایی در پروژه‌های معدنی افزایش خواهد یافت.

جالب است بدانیم که زنده‌یاد امیرکبیر حدود دویست سال پیش به این واقعیت پی برده بود که راه پیشرفت کشور، فقرزدایی و رفع بسیاری از ناهنجاری‌ها از مسیر توسعه معادن می‌گذرد. بر همین اساس، از ۱۱۴ کارشناس اتریشی و آلمانی که به ایران دعوت شدند، ۹۰ نفر پزشک و نیروهای سواره‌نظام بودند و از ۲۴ نفر باقی‌مانده، ۶ نفر مهندس معدن و دیگران متخصصان رشته‌های شیمی، فیزیک، ریاضیات و سایر رشته‌های مهندسی بودند. متأسفانه تنها یک هفته پس از ورود این کارشناسان، امیرکبیر به قتل رسید.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0