پروژه هایبریت نشان می‌دهد رقابت آینده فولاد بیش از حجم تولید، به نوع انرژی و ردپای کربن زنجیره تولید وابسته خواهد بود.
وقتی سوئد فولاد آینده را می‌سازد و ایران فولاد امروز را

به گزارش بیرونیت، تابستان ۱۴۰۰، در یکی از کارخانه‌های فولاد سوئد اتفاقی افتاد که اگر چند سال قبل کسی تعریفش می‌کرد، بیشتر شبیه داستان علمی‌تخیلی بود. از خط تولید، ورقی فولادی بیرون آمد که برای ساخت آن، از استخراج سنگ‌آهن تا تولید محصول نهایی، حتی یک گرم زغال‌سنگ مصرف نشده بود. این ورق راهی انبار نشد؛ مستقیم به ولوو رسید تا در ساخت نخستین کامیون معدنی بدون سوخت فسیلی به کار گرفته شود.

پشت این اتفاق، پروژه‌ای به نام هایبریت (HYBRIT) قرار دارد؛ همکاری سه غول صنعتی سوئد؛ فولادساز اس‌اس‌ای‌بی، شرکت معدنی ال‌کا‌ای‌بی و شرکت انرژی واتن‌فال که از سال ۱۳۹۵ (۲۰۱۶) روی یک سؤال کار می‌کنند: آیا می‌توان ستون فقرات صنعت فولاد را بدون زغال‌سنگ ساخت؟

پاسخ آن‌ها، استفاده از هیدروژن سبز به‌جای زغال‌سنگ برای احیای سنگ‌آهن است؛ همان فناوری که در پروژه استگرا هم دیده می‌شود. تفاوت اما در یک نکته مهم است؛ هایبریت دیگر یک وعده یا طرح آزمایشی روی کاغذ نیست. کارخانه پایلوت آن از مرداد ۱۳۹۹ (اوت ۲۰۲۰) فعال است، تاکنون بیش از پنج هزار تن آهن اسفنجی هیدروژنی تولید کرده و از سال ۲۰۲۱ نیز محصولاتش را به مشتریانی مانند ولوو، اپیروک و شرکت ساختمانی پیب تحویل داده است.


اکنون پروژه وارد مرحله‌ای بزرگ‌تر شده است. کارخانه گلیوار قرار است از سال ۲۰۲۶ (۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ خورشیدی) سالانه ۱.۳ میلیون تن آهن اسفنجی بدون سوخت فسیلی تولید کند و این ظرفیت تا سال ۲۰۳۰ به ۲.۷ میلیون تن برسد. در نگاه اول این عدد در برابر حدود ۱۳۵ میلیون تن تولید جهانی آهن اسفنجی چندان بزرگ نیست؛ اما اهمیت آن در حجم تولید نیست، بلکه در روش تولید است. برای نخستین بار، تولید صنعتی آهن اسفنجی بدون گاز طبیعی و بدون زغال‌سنگ در مقیاس تجاری در حال شکل گرفتن است.


اقتصاد این تحول هم به همان اندازه فناوری آن اهمیت دارد. اس‌اس‌ای‌بی می‌گوید فولاد بدون سوخت فسیلی هنوز گران‌تر از فولاد معمولی است، اما مشتریانش حاضرند این اختلاف قیمت را بپردازند. دلیلش ساده است؛ خودروسازان اروپایی دیگر فقط فولاد نمی‌خرند، بلکه «ردپای کربن» زنجیره تأمین خود را هم می‌خرند. با اجرای مقررات سخت‌گیرانه اتحادیه اروپا، فولاد سبز برای بسیاری از صنایع از یک انتخاب محیط‌زیستی به یک ضرورت اقتصادی تبدیل شده است.
در همین نقطه است که داستان به ایران می‌رسد.


ایران با تولید سالانه نزدیک به ۲۶ میلیون تن آهن اسفنجی، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان جهان است؛ رقمی که چندین برابر ظرفیت فعلی پروژه هایبریت است. اما تقریباً تمام این تولید بر پایه گاز طبیعی انجام می‌شود. این یعنی ایران از نظر مقیاس تولید در میان پیشتازان جهان قرار دارد، اما رقابت آینده شاید دیگر بر سر حجم تولید نباشد؛ بر سر نوع انرژی مصرفی باشد.


شاید بزرگ‌ترین پارادوکس همین باشد؛ کشوری که یکی از پیشرفته‌ترین زنجیره‌های احیای مستقیم آهن جهان را در اختیار دارد، برای برداشتن گام بعدی عجله‌ای ندارد. دلیلش هم بیش از آنکه فنی باشد، اقتصادی است؛ وقتی گاز طبیعی فراوان و نسبتاً ارزان در دسترس باشد، انگیزه برای سرمایه‌گذاری چند میلیارد دلاری روی هیدروژن سبز به‌مراتب کمتر می‌شود.


اما سؤال اصلی تازه از اینجا آغاز می‌شود؛ اگر چند سال دیگر بازارهای جهانی نه فقط «فولاد»، بلکه «فولاد کم‌کربن» را مطالبه کنند، مزیت امروز ایران همچنان مزیت خواهد بود، یا به نقطه‌ای تبدیل می‌شود که صنعت فولاد باید از همان‌جا دوباره مسیر خود را آغاز کند؟



نمایش ساده


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0