
به گزارش بیرونیت، در میان شرکتهای حاضر در تبلیغات کنار زمین، نام آرامکوی عربستان جایگاه ویژهای دارد؛ شرکتی که عملاً تنها غول صنعت نفت و منابع طبیعی است که به عنوان شریک رسمی فیفا در بزرگترین رویداد فوتبالی جهان حضور پیدا کرده است.
در شرایطی که نام شرکتهای بزرگی مانند اکسونموبیل، شورون، شل، بیپی، توتالانرژیز، انی، پتروبراس، بیاچپی، ریوتینتو، واله، گلنکور و آنگلو امریکن در جام جهانی دیده نمیشود، آرامکو توانسته با یک استراتژی متفاوت، خود را در برابر دید میلیاردها نفر قرار دهد.
برای عربستان، این تبلیغات تنها یک اقدام تجاری نیست، بلکه بخشی از یک پروژه بزرگ برای تغییر تصویر این کشور در جهان محسوب میشود. ریاض در قالب برنامه «چشمانداز ۲۰۳۰» تلاش میکند اقتصاد خود را از وابستگی صرف به نفت خارج کند و در حوزههای گردشگری، ورزش، فناوری و سرمایهگذاری جهانی نقش پررنگتری ایفا کند.
حضور آرامکو در جام جهانی نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ زیرا هر بار که مسابقهای با میلیاردها بیننده برگزار میشود، نام بزرگترین شرکت نفتی جهان نیز در کنار برندهای مطرح بینالمللی دیده میشود و این موضوع به تقویت اعتبار بینالمللی عربستان کمک میکند.
این حضور همچنین پیام مهمی برای سرمایهگذاران جهانی دارد. آرامکو با حضور در معتبرترین رویداد ورزشی دنیا، خود را تنها به عنوان یک تولیدکننده نفت معرفی نمیکند، بلکه تلاش دارد تصویری از یک شرکت پیشرو، جهانی و سرمایهگذار در فناوری، انرژیهای نو و نوآوری ارائه دهد.
به بیان دیگر، تبلیغات جام جهانی برای آرامکو تنها فروش بیشتر نفت به همراه ندارد، بلکه ارزش برند، اعتماد سرمایهگذاران و نفوذ بینالمللی عربستان را نیز افزایش میدهد.
اما چرا دیگر غولهای نفتی و معدنی جهان چنین مسیری را انتخاب نکردهاند؟
نخستین دلیل، تفاوت استراتژی بازاریابی است. شرکتهایی مانند اکسونموبیل، شل یا بیپی عمدتاً در بازارهای صنعتی و قراردادهای بیندولتی فعالیت میکنند و مخاطب اصلی آنها مصرفکنندگان عادی نیستند. به همین دلیل، بازگشت سرمایه برای تبلیغات چند میلیارد دلاری در جام جهانی از نگاه آنها چندان توجیه اقتصادی ندارد.
شرکتهای معدنی بزرگی مانند بیاچپی، ریوتینتو، واله یا گلنکور نیز مشتریان محدودی در صنایع فولاد، خودروسازی و زیرساخت دارند و خلاف شرکتهای تولیدکننده کالاهای مصرفی، نیازی به دیده شدن روزانه در برابر میلیاردها بیننده احساس نمیکنند.
در مقابل، عربستان از آرامکو تنها به عنوان یک شرکت نفتی استفاده نمیکند، بلکه آن را به ابزاری برای دیپلماسی اقتصادی و برندسازی ملی تبدیل کرده است؛ همان رویکردی که این کشور در خرید باشگاههای فوتبال، میزبانی مسابقات بزرگ، جذب ستارههای فوتبال و سرمایهگذاری در ورزش دنبال میکند.
این مقایسه، پرسشی مهم را درباره ایران نیز مطرح میکند؛ آیا روزی خواهد رسید که نام شرکت ملی نفت ایران یا ایمیدرو در بزرگترین رویدادهای ورزشی جهان دیده شود؟
از نظر ظرفیت صنعتی، ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت، گاز و مواد معدنی جهان است و شرکتهای ایرانی در بسیاری از حوزهها توان فنی و اجرایی قابل توجهی دارند. اما حضور در چنین رویدادهایی تنها به توان اقتصادی وابسته نیست.
برای تبدیل شدن به یک برند جهانی، شرکتها باید امکان فعالیت گسترده بینالمللی، دسترسی به نظام مالی جهانی، حضور در بازارهای مختلف، روابط تجاری پایدار و بودجههای کلان بازاریابی داشته باشند.
در شرایط کنونی، تحریمهای بینالمللی و محدودیتهای مالی، تحقق چنین هدفی را بسیار دشوار کرده است.
با این حال، اگر در آینده شرایط تعامل اقتصادی ایران با جهان تغییر کند، شرکتهایی مانند شرکت ملی نفت ایران، ایمیدرو، فولاد مبارکه، صنایع مس ایران یا گلگهر میتوانند با توسعه فعالیتهای بینالمللی و سرمایهگذاری در برندسازی جهانی، جایگاه پررنگتری در رویدادهای بزرگ اقتصادی و ورزشی به دست آورند.
تجربه آرامکو نشان میدهد که در دنیای امروز، قدرت یک شرکت فقط با میزان تولید یا ذخایر زیرزمینی سنجیده نمیشود؛ بلکه میزان دیده شدن، اعتبار جهانی و قدرت برند نیز به همان اندازه در تعیین جایگاه بینالمللی آن نقش دارد.
مطالب مرتبط
