✍️ بیرونیت

مهدی کرباسیان و خداداد غریب‌پور از نیمه دوم سال ۱۳۹۲ تا اواخر آذرماه ۱۳۹۹، به‌ترتیب ۵ سال و ۲ سال ریاست هیئت عامل سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) را بر عهده داشتند.
چرا کرباسیان و غریب‌پور در بخش معدن موفق شدند؟

به گزارش بیرونیت، هر دو در بخش معدن و صنایع وابسته، چهره‌هایی غیرمعدنی بودند و بدون تجربه پیشین در این حوزه مشغول فعالیت شدند. با این حال، با وجود آنکه ۸ سال از پایان مدیریت کرباسیان و ۶ سال از خداحافظی غریب‌پور از ایمیدرو می‌گذرد، هنوز نام آنان به نیکی در محافل معدنی و فلزی یاد می‌شود.
کرباسیان از مدیران خودساخته ایران پس از انقلاب و از نسل نخست مدیران جمهوری اسلامی است. او هم مسئولیت‌های سیاسی داشته و فرمانداری نوشهر را در دهه ۶۰ تجربه کرده بود و هم کارنامه‌ای متنوع از سمت‌های اقتصادی در اختیار داشت.
با چنین پیشینه‌ای، در سال ۱۳۹۲ و در حالی که رقابت سختی میان وزارتخانه‌های اقتصاد، نفت، کار و صنعت، معدن و تجارت برای به‌کارگیری او وجود داشت، محمدرضا نعمت‌زاده زودتر از دیگران پیش‌دستی کرد و وی را به‌عنوان رئیس ایمیدرو برگزید.
دوران پنج‌ساله مدیریت او از درخشان‌ترین دوره‌های فعالیت ایمیدرو پس از مصطفی موذن‌زاده بود. با حضور کرباسیان، فرهنگ سازمانی تغییر یافت و خلاقیت و نوآوری در میان نسل جدید مدیران شکوفا شد. نتیجه آنکه در مدت ۵ سال، میزان اکتشافات معدنی حدود ۸۰ برابر مجموع سال‌های پیش از آن افزایش یافت، طرح‌های نیمه‌تمام تأمین مالی شدند و بزرگ‌ترین ذخیره روی کشور در معدن سرب و روی مهدی‌آباد، پس از دهه‌ها معطلی، به بخش خصوصی واقعی واگذار شد؛ اقدامی که یکی از نمونه‌های کم‌نظیر خصوصی‌سازی در کشور به شمار می‌رود.
فرهنگی که کرباسیان در ایمیدرو ترویج کرد، به مدیر پس از او نیز منتقل شد. به همین دلیل، هنگامی که خداداد غریب‌پور جانشین کرباسیان شد، روند توسعه با سرعت بیشتری ادامه یافت و حکمرانی مطلوب در این سازمان تداوم پیدا کرد.
در دوره غریب‌پور، فعالیت‌های توسعه‌ای شتاب گرفت، شرکت‌ها با افزایش سرمایه قابل توجهی مواجه شدند و تولید و توسعه چند گام به پیش رفت.
غریب‌پور خلاف برخی مدیران، گذشته را نفی نکرد و با تکیه بر هوش ذاتی، هوش اجتماعی و تجربه مدیریتی خود در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی، به یکی از موفق‌ترین رؤسای ایمیدرو تبدیل شد.
در دوره او، جسارت مدیریتی افزایش یافت، نگاه فعالان بخش معدن از فقر به ثروت تغییر کرد و بخش خصوصی توانست رشد قابل توجهی را تجربه کند.
با این حال، تغییر و تحولات مکرر در وزارت صمت و آمد و رفت وزیران و سرپرستان گوناگون سبب شد او قربانی حسادت‌ها و تنگ‌نظری‌های سیاسی شود و در اوج دوران مدیریتی خود کنار گذاشته شود.
بررسی این تجربه مدیریتی هفت‌ساله نشان می‌دهد که رئیس ایمیدرو لزوماً نباید دارای تحصیلات مهندسی معدن یا رشته‌های مرتبط باشد؛ بلکه مدیریت سازمانی مانند ایمیدرو بیش از هر چیز نیازمند تجربه سیاسی و اقتصادی، شناخت دقیق از ساختار قدرت و تضاد منافع در ایران و توانایی تعامل با بازیگران متعدد اقتصادی است؛ مهارتی که شاید برخی دیگر از رؤسای این سازمان از آن بی‌بهره بوده‌اند.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0