
جهان در حال گذار از عصر سوختهای فسیلی به دورهای است که انرژی پاک، خودروهای برقی، تجهیزات هوشمند، فناوریهای دفاعی و ابزارهای نوین ارتباطی بر آن سلطه دارند. در این میان، عناصر نادر خاکی در نقش کلیدی ظاهر شدهاند. بدون آهنرباهای دائمی ساختهشده از نئودیمیوم و دیسپروزیوم، موتور خودروهای برقی یا توربینهای بادی کار نمیکنند. بدون ایتریوم و تربیوم، ساخت نمایشگرهای LED، لیزرهای پزشکی یا رادارهای نظامی ممکن نیست. حتی در بخش فضا و هوانوردی، بسیاری از سامانههای هدایتپذیر و قطعات پیشرفته وابسته به همین عناصر هستند.
در چنین فضایی، رقابت میان قدرتهای جهانی برای دسترسی، تولید و کنترل این عناصر شدت یافته است. چین بهعنوان تولیدکننده غالب، تاکنون توانسته بخش عمدهای از بازار را در اختیار گیرد؛ چنانکه در برخی سالها، بیش از ۸۰ درصد تولید جهانی این عناصر به چین اختصاص داشته است. این تمرکز عرضه، قدرت چانهزنی و نفوذ ژئوپلیتیکی بالایی به پکن داده است، تا جایی که تهدید به قطع صادرات عناصر نادر، به ابزاری در جنگ تجاری میان آمریکا و چین تبدیل شده است.
از سوی دیگر، کشورهای غربی نیز بیکار ننشستهاند. ایالات متحده، اتحادیه اروپا، استرالیا، کانادا و ژاپن، همگی در حال سرمایهگذاری در پروژههای اکتشافی جدید، بازگشایی معادن قدیمی، توسعه فناوریهای بازیافت و بومیسازی فرآیندهای جداسازی هستند. حتی سازمانهایی چون ناتو نیز نسبت به امنیت زنجیره تأمین عناصر نادر حساس شدهاند.
در این میان، ایران با برخورداری از ساختار زمینشناسی منحصر بهفرد، قرارگیری در کمربند فلزات نادر آسیا، و وجود پتانسیلهایی در استانهای مختلف از جمله یزد، کرمان، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و آذربایجان شرقی، میتواند نقشی راهبردی در آینده این بازار ایفا کند.
با این حال، مسیر ایران در این حوزه با چالشهایی همراه است. نخست، اکتشافات تاکنون پراکنده، سطحی و بدون برنامهریزی منسجم بودهاند. دوم، فقدان فناوری بومی در جداسازی و فرآوری، کشور را در مرحله خامفروشی متوقف کرده است؛ مسئلهای که بارها در سایر بخشهای معدنی نیز تکرار شده است.
از سوی دیگر، نگرانیهای زیستمحیطی نیز قابل چشمپوشی نیستند. فرآوری عناصر نادر، در صورت غیراصولی بودن، میتواند منجر به آلودگیهای شدید خاک و آب، تولید پسابهای اسیدی، و حتی مواد رادیواکتیو شود. تجربه کشورهای آسیای جنوبشرقی نشان میدهد که استخراج بدون توجه به استانداردهای محیطزیستی، چه پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی سنگینی به همراه داشته است. ایران باید از ابتدا با رویکرد توسعه پایدار وارد این حوزه شود؛ یعنی هم به بهرهبرداری اقتصادی فکر کند و هم مسئولیت زیستمحیطی و اجتماعی را در نظر بگیرد.
افزون بر این، ایجاد زنجیره ارزش داخلی، از اکتشاف تا تولید محصول نهایی، تنها راه کسب سهم واقعی در بازار جهانی و تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی است. اگر قرار باشد عنصر نئودیمیوم استخراجشده از خاک ایران با قیمت ۷۰ دلار به بازار جهانی صادر شود، اما همین عنصر در قالب آهنربای صنعتی ۵۰۰ دلاری به کشور بازگردد، نهتنها سودی برای اقتصاد ملی حاصل نمیشود، بلکه فرصت ارزشآفرینی نیز از بین میرود.
اکنون که جهان در آستانه یک رقابت فناوری تمامعیار قرار دارد، ایران باید با نگاه راهبردی به عناصر نادر خاکی بنگرد. این نگاه نیازمند هماهنگی میان وزارتخانههای مرتبط، نهادهای سیاستگذار، مراکز علمی، و سرمایهگذاران بخش خصوصی است. همچنین باید بهطور جدی روی تربیت نیروی انسانی متخصص، بهروزسازی تجهیزات، و توسعه فناوریهای بومی سرمایهگذاری شود.
فرصتی که امروز پیشروی ایران است، ممکن است فردا در رقابت با کشورهای منطقه یا بازیگران جهانی از دست برود. اگر برنامهریزی اصولی، مشارکت بینبخشی و عزم ملی در کار باشد، ایران نهتنها میتواند بخشی از نیاز داخلی به این عناصر را تأمین کند، بلکه در جایگاه صادرکننده محصولات پیشرفته معدنی نیز ظاهر خواهد شد.
در این پرونده ویژه، «روزگار معدن» با بهرهگیری از گفتوگو با متخصصان برجسته این حوزه، به بررسی فرصتها، تهدیدها و مسیرهای پیشروی ایران در عرصه عناصر نادر خاکی پرداخته است. آنچه میخوانید، تنها نگاهی به آغاز راه است؛ راهی که اگر درست پیموده شود، میتواند نقطه عطفی در آینده صنعتی کشور رقم بزند.
نیاز روزافزون جهان به منابع نادر
دکتر امیر جلالی، استاد زمینشناسی اقتصادی و مشاور اکتشاف عناصر نادر خاکی، در گفتوگو با «روزگار معدن» به ابعاد مختلف اهمیت این عناصر پرداخت. وی گفت: «عناصر نادر خاکی شامل ۱۷ عنصر هستند که از جمله آنها میتوان به نئودیمیوم، ساماریوم، لانتان، پرزئودیمیوم و ایتریوم اشاره کرد. این عناصر با وجود نامشان، در واقع چندان هم نادر نیستند، اما استخراج اقتصادی و تفکیک آنها بسیار دشوار است.» وی افزود: «مهمترین ویژگی این عناصر، نقش حیاتی آنها در ساخت آهنرباهای دائم، تجهیزات پزشکی، باتریهای لیتیوم-یون، سیستمهای هدایتپذیر و حتی صنایع دفاعی است.»
چین، بازیگر مسلط در بازار جهانی
جلالی با اشاره به تسلط چین بر بازار جهانی عناصر نادر خاکی گفت: «چین نزدیک به ۶۰ تا ۷۰ درصد از تولید جهانی این عناصر را در اختیار دارد و در برخی سالها این رقم به بیش از ۸۰ درصد هم رسیده است. این انحصار، به کشور قدرت چانهزنی ژئوپلیتیک میدهد.»
وی افزود: «در سالهای اخیر، کشورهای غربی بهویژه آمریکا، کانادا و استرالیا به دنبال تنوعبخشی به زنجیره تأمین عناصر نادر خاکی بودهاند تا از وابستگی به چین بکاهند. این موضوع، برای کشورهایی چون ایران که دارای پتانسیل زمینشناسی بالا هستند، فرصتی راهبردی محسوب میشود.»
ظرفیتهای ایران در حوزه عناصر نادر
این زمینشناس اقتصادی در ادامه درباره وضعیت ایران گفت: «بررسیهای اولیه نشان میدهد که ایران، بهویژه در استانهایی مانند خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، یزد، کرمان و حتی برخی نواحی آذربایجان شرقی، دارای اندیسهای معدنی قابل توجهی از عناصر نادر خاکی است.»
وی تأکید کرد: «متأسفانه تاکنون اکتشاف عناصر نادر در کشور به صورت نظاممند و عمیق دنبال نشده و اغلب مطالعات پراکنده و آزمایشگاهی بودهاند. اما طرحهای جدید سازمان زمینشناسی و ایمیدرو برای پهنهبندی عناصر نادر، نویدبخش یک حرکت ملی است.»
وی افزود: «اگر بتوانیم نقشههای پتانسیل عناصر نادر را با دقت تهیه کنیم و وارد مرحله حفاری اکتشافی شویم، میتوان ظرف ۵ تا ۷ سال آینده به بهرهبرداری تجاری رسید.»
چالشهای فنی و محیطزیستی
جلالی در ادامه، به چالشهای جدی این حوزه اشاره کرد و گفت: «یکی از مهمترین چالشها، فناوری استخراج و جداسازی این عناصر است. عناصر نادر بهندرت به صورت خالص یافت میشوند و معمولاً در کانیهای فسفاتی، مونازیت، باستینزیت یا زنونتایم محبوساند.»
وی افزود: «فرایند جداسازی نیازمند تجهیزات پیشرفته و فناوریهای دوستدار محیطزیست است. در بسیاری از کشورها، به دلیل پسابهای اسیدی و آلودگیهای رادیواکتیو حاصل از فرآوری، اعتراضات محیطزیستی گستردهای شکل گرفته است.»
وی تصریح کرد: «بنابراین توسعه این صنعت، بدون برنامهریزی دقیق زیستمحیطی، میتواند به بحرانهای محلی منجر شود. ایران باید از ابتدا بر پایه استانداردهای بینالمللی و استفاده از فناوریهای سبز پیش برود.»
زنجیره ارزش؛ از خاک تا بازار
دکتر جلالی در بخش دیگری از این گفتوگو به لزوم ایجاد زنجیره ارزش داخلی اشاره کرد و گفت: «اگر صرفاً ماده معدنی عناصر نادر را بهصورت خام صادر کنیم، نه تنها سود اقتصادی پایینتری خواهیم داشت، بلکه در معرض نوسانات قیمتی بازار جهانی نیز قرار میگیریم.»
وی افزود: «باید به سمت تکمیل زنجیره ارزش برویم؛ یعنی از مرحله اکتشاف، استخراج و فرآوری، تا ساخت آهنرباهای دائم، باتریها و سایر محصولات نهایی. این کار مستلزم همکاری میان بخش معدن، صنعت و دانشگاه است.» وی پیشنهاد داد: «ایجاد شهرکهای تخصصی عناصر نادر، مشابه آنچه در چین انجام شده، میتواند بستری برای رشد شرکتهای دانشبنیان و سرمایهگذاری مشترک فراهم کند.»
فرصتهای سرمایهگذاری و دیپلماسی معدنی
این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی گفت: «صنعت عناصر نادر به شدت سرمایهبر است. از همین رو، باید مدلهای مشارکت عمومی-خصوصی (PPP) و همچنین سرمایهگذاری مشترک با کشورهای دارای فناوری در دستور کار قرار گیرد.» وی افزود: «در کنار سرمایهگذاری، باید به دیپلماسی معدنی نیز توجه کنیم. کشورهای بسیاری برای تأمین پایدار عناصر نادر با یکدیگر توافقنامههای راهبردی امضا کردهاند. ایران نیز میتواند با استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی خود، بخشی از این زنجیره تأمین شود.»
پژوهش، آموزش و آیندهنگری
در پایان این گفتوگو، دکتر جلالی با اشاره به نقش پژوهش و آموزش گفت: «برای توسعه پایدار این حوزه، نیازمند تربیت متخصصانی در حوزه ژئوشیمی، مهندسی معدن، فرآوری مواد معدنی و حتی اقتصاد معدنی هستیم.» وی افزود: «دانشگاهها باید برنامههای آموزشی تخصصی در زمینه عناصر نادر طراحی کنند و ارتباط خود را با پروژههای میدانی افزایش دهند. همچنین باید به آیندهنگری فناوری توجه داشت، چرا که کاربرد عناصر نادر در سالهای آینده بسیار گستردهتر خواهد شد.»
پایهای برای اقتصاد دیجیتال و فناوریهای نوین
در ادامه مهندس فرشاد قاسمی، پژوهشگر حوزه ژئومواد و مدیر سابق واحد تحقیقات یک شرکت معدنی بزرگ، در گفتوگو با روزگار معدن اظهار داشت: «عناصر نادر خاکی در قلب فناوریهای نوین قرار دارند. از ساخت گوشیهای هوشمند گرفته تا پهپادها، خودروهای برقی، توربینهای بادی و حتی سامانههای نظامی پیشرفته، همگی وابسته به این عناصر حیاتی هستند.»
وی گفت: «عناصری نظیر دیسپروزیوم، نئودیمیوم و تربیوم در ساخت آهنرباهای بسیار قدرتمند استفاده میشوند. این آهنرباها موتور خودروهای برقی، ژنراتورهای بادی و حتی تجهیزات تصویربرداری پزشکی را به حرکت درمیآورند.»
وی افزود: «در واقع بدون دسترسی پایدار به این عناصر، عملاً توسعه پایدار در صنایع نوین ممکن نیست.»
بازار جهانی؛ حرکت بهسوی تنوع تأمین
قاسمی با اشاره به رشد تقاضا در سطح جهانی گفت: «بازار جهانی عناصر نادر خاکی تا سال ۲۰۳۰ با نرخ رشد سالانه حدود ۷ درصد توسعه خواهد یافت. این رشد، تحت تأثیر نیاز شرکتهای خودروسازی، صنایع دفاعی و بخش انرژیهای تجدیدپذیر است.»
وی افزود: «چین در حال حاضر بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده این عناصر است، اما کشورهای غربی برای کاستن از وابستگی خود، به دنبال منابع جدید در قارههای دیگر از جمله آفریقا، آمریکای جنوبی و حتی خاورمیانه هستند.»
ایران؛ مزیت زمینشناسی، فرصت مغفول
در ادامه گفتوگو، قاسمی با اشاره به موقعیت ایران اظهار داشت: «ایران دارای ساختارهای زمینشناسی متنوعی است که در کمربند فلزات نادر آسیا قرار دارد. بهویژه در نواحی مرکزی و شرقی کشور، وجود سنگهای آذرین و دگرگونی، زمینهساز شکلگیری ذخایر این عناصر است.»
وی گفت: «در بررسیهای اخیر، مناطقی در استانهایی چون یزد، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان شناسایی شدهاند که ظرفیت تبدیلشدن به قطب عناصر نادر را دارند.»
وی افزود: «اما چالش اصلی، نبود یک برنامه کلان اکتشافی و همچنین کمبود دانش فنی در حوزه فرآوری این عناصر است.»
خطر خامفروشی و فرصت تولید فناوری
مهندس قاسمی هشدار داد: «اگر صرفاً به استخراج و فروش خام این عناصر اکتفا کنیم، عملاً سود استراتژیک آنها را از دست میدهیم. ارزش اقتصادی یک کیلوگرم عنصر نادر فرآوریشده ممکن است چند صد برابر ماده معدنی اولیه باشد.»
وی گفت: «برای مثال، قیمت نئودیمیوم خام ممکن است در هر کیلوگرم حدود ۷۰ دلار باشد، اما همین عنصر در قالب یک آهنربای صنعتی وارداتی، بیش از ۵۰۰ دلار ارزش خواهد داشت.»
وی افزود: «ایران باید به سمت توسعه صنایع پاییندستی مانند ساخت تجهیزات الکترونیک، قطعات صنعتی و سیستمهای انرژی پاک حرکت کند. این مسیر نه تنها ارزش افزوده بالایی دارد، بلکه موجب اشتغالزایی و جلوگیری از خروج ارز میشود.»
موانع فناوری و راهکار بومیسازی
قاسمی در بخش دیگری از گفتوگو گفت: «بیشتر کشورها برای فرآوری عناصر نادر به فناوریهای پیچیدهای متکی هستند که انحصار آن در اختیار چند کشور معدود است. ما هنوز در مرحله آزمایشگاهی هستیم و باید روی توسعه فناوریهای بومی تمرکز کنیم.»
وی افزود: «میتوان با بهرهگیری از توان دانشگاهها، پارکهای علم و فناوری و شرکتهای دانشبنیان، مسیر بومیسازی فناوری استخراج و جداسازی را تسریع کرد. البته این مهم نیازمند سرمایهگذاری هدفمند و سیاستگذاری هماهنگ میان وزارت صمت، وزارت علوم و نهادهای حاکمیتی است.»
محیطزیست؛ مسئلهای جدی و قابل مدیریت
در خصوص نگرانیهای زیستمحیطی، قاسمی گفت: «یکی از نقدهایی که همواره به معادن عناصر نادر وارد میشود، اثرات منفی زیستمحیطی ناشی از فرآوری شیمیایی این عناصر است. پسابها، مواد اسیدی و پسماندهای رادیواکتیو میتوانند منطقه را آلوده کنند.»
وی افزود: «اما اگر از ابتدا با طراحی مهندسی مناسب، روشهای استخراج سازگار با محیطزیست و پایش دائمی پروژه پیش برویم، میتوان این تهدید را به فرصت تبدیل کرد. حتی بازیافت عناصر نادر از زبالههای الکترونیکی میتواند بخشی از این معضل را کاهش دهد.»
اقتصاد مقاومتی با تکیه بر منابع نادر
مهندس قاسمی در پایان گفتوگو، به اهمیت راهبردی این عناصر در استقلال صنعتی کشور اشاره کرد و گفت: «در شرایط تحریم و محدودیتهای بینالمللی، توسعه صنعت عناصر نادر میتواند پشتوانهای برای اقتصاد مقاومتی و تولید ملی باشد.»
وی افزود: «سرمایهگذاری در این حوزه باید جزو اولویتهای صندوق توسعه ملی، بانکهای تخصصی و حتی سرمایهگذاران خصوصی قرار گیرد. بیتردید آینده صنعت بدون عناصر نادر قابل تصور نیست.»
کلام آخر
در روزگاری که فناوریهای نوین با شتابی خیرهکننده در حال دگرگونساختن اقتصاد، امنیت و سبک زندگی جوامع هستند، عناصر نادر خاکی به یکی از حیاتیترین ارکان این تحول بدل شدهاند. از گوشیهای هوشمند و خودروهای برقی گرفته تا توربینهای بادی و تجهیزات دفاعی، همگی به حضور این عناصر وابستهاند. این تقاضای روزافزون باعث شده تا کشورها برای تأمین پایدار این منابع، دست به رقابتهای ژئوپلیتیکی و سرمایهگذاریهای کلان بزنند.
در این میان، ایران با برخورداری از مزایای زمینشناسی منحصربهفرد و قرارگیری در کمربند فلزات نادر آسیا، از ظرفیت بالایی برای ورود به این عرصه برخوردار است. استانهایی چون یزد، کرمان، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان، ذخایری بالقوه از عناصر نادر در دل خود جای دادهاند؛ ذخایری که اگر با برنامهریزی علمی، سرمایهگذاری راهبردی، و رویکرد زیستمحیطی اصولی مورد بهرهبرداری قرار گیرند، میتوانند به ستون فقرات صنعتی آینده کشور تبدیل شوند.
با این حال، این مسیر، بدون چالش نیست. فقدان فناوری بومی برای فرآوری، نبود نقشهراه جامع اکتشاف، خامفروشی مواد اولیه، و غفلت از الزامات محیطزیستی، از جمله موانعی هستند که میتوانند فرصت را به تهدید بدل کنند. تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که تنها با ایجاد زنجیره ارزش کامل – از اکتشاف و استخراج تا تولید محصولات با فناوری بالا – میتوان به سود اقتصادی پایدار و جایگاه جهانی دست یافت.
در کنار اینها، تربیت نیروی متخصص، توسعه شرکتهای دانشبنیان، و بهرهگیری از ظرفیتهای دانشگاهی کشور، باید در اولویت قرار گیرند. همچنین، ورود ایران به دیپلماسی معدنی، جذب سرمایهگذاریهای خارجی هدفمند، و توسعه همکاریهای بینالمللی، میتواند جایگاه ایران را در زنجیره جهانی عناصر نادر خاکی تثبیت کند.
در نهایت، مسیر توسعه پایدار در صنعت عناصر نادر، مسیری بیننسلی است که نیازمند همگرایی اراده ملی، اجماع حاکمیتی و مشارکت فعال بخش خصوصی است. اگر این فرصت بهدرستی دیده و مدیریت شود، ایران میتواند نهتنها نیاز داخلی خود را تأمین کند، بلکه به صادرکننده دانش، فناوری و محصولات پیشرفته در این حوزه بدل گردد. عناصر نادر خاکی، فرصتی برای جبران عقبماندگی صنعتی نیستند، بلکه میتوانند پیشران آیندهای روشن و مبتنی بر اقتصاد دانشبنیان باشند.
منبع: روزنامه روزگار معدن
مطالب مرتبط
