۱. نبود شایستهسالاری در انتصابات معدنی
۲. مدیریت غیرمتخصص و فاقد تجربه در بخش معدن
۳. بهرهبرداری بسیار کم از ظرفیت عظیم معدنی کشور
۴. سهم ناچیز بخش معدن از GDP (فقط ۱ درصد)
۵. فرسودگی و ناکارآمدی ماشینآلات معدنی
۶. استفاده از تجهیزات مستعمل بهجای تجهیزات نو و هوشمند
۷. ضعف مدیریت واردات تجهیزات نو با وجود حذف محدودیتها
۸. سودآوری غیرواقعی برخی معادن بهدلیل یارانههای سنگین انرژی
۹. خامفروشی گسترده و از دست رفتن ارزش افزوده
۱۰. ناتوانی داخلی در فرآوری عناصر نادر موجود در مواد معدنی
۱۱. سلطه نگاه دولتی و شبهدولتی بر اقتصاد معدن
۱۲. عدم واگذاری واقعی سهام مدیریتی توسط صندوقها و نهادها
۱۳. ایجاد انحصار و حبس پهنههای معدنی توسط افراد فاقد توان فنی و مالی
۱۴. ضعف در توسعه زیرساختهای ریلی موردنیاز معدن
۱۵. عدم اجرای دقیق ماده ۲۴۱ قانون تجارت (عضویت همزمان در چند هیأتمدیره)
۱۶. نبود پنجره واحد و سرگردانی سرمایهگذاران میان دستگاهها
۱۷. بیتوجهی به سازمان زمینشناسی و نبود بودجه کافی
۱۸. عدم انتشار دادههای پایه معدنی طبق برنامه هفتم
۱۹. وضع عوارض صادراتی که رقابتپذیری شرکتها را کاهش میدهد
۲۰. امتناع برخی صادرکنندگان از انجام تعهدات ارزی خود
۲۱. رهاسازی پهنهها پس از استخراج و تخریب زیرساختهای محلی
۲۲. سوءاستفاده از اعتبارات مسئولیت اجتماعی (خرج در امور غیرمجاز)
۲۳. رها شدن معادن زغالسنگ در حالی که کشور واردکننده است
۲۴. نبود ایمنی در معادن و تهدید جان معدنکاران
۲۵. دخالت غیرقانونی برخی دستگاهها و مقامات محلی در روندهای معدنی (بههمراه انتقاد از استفاده از نیروی کمکیفیت صرفاً بهدلیل بومیبودن و فشار برای قرارداد با شرکتهای خاص)