سه شنبه 28 بهمن 1404 شمسی /2/17/2026 5:23:31 PM

صنعت مس ایران در دهه‌های اخیر همواره به‌عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد معدنی کشور شناخته شده است؛ صنعتی که هم از منظر حجم ذخایر و هم از حیث نقش‌آفرینی در صادرات غیرنفتی، جایگاهی ویژه دارد.
زمان تصمیم‌های بزرگ برای صنعت مس

به گزارش بیرونیت، روزنامه روزگار معدن نوشت: قرار گرفتن ایران بر روی کمربند فلزی غنی، شکل‌گیری معادن بزرگ و توسعه ظرفیت‌های فرآوری، زمینه‌ای فراهم کرده تا مس به یکی از پیشران‌های بالقوه رشد صنعتی بدل شود. با این حال، آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته، فاصله میان «ظرفیت بالقوه» و «عملکرد بالفعل» این صنعت است.

در شرایطی که اقتصاد جهانی به سمت برقی‌سازی، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و هوشمندسازی زیرساخت‌ها حرکت می‌کند، مس به‌عنوان فلزی استراتژیک نقشی کلیدی در این تحولات ایفا می‌کند. افزایش مصرف در صنایع برق، خودروهای برقی، شبکه‌های انتقال انرژی و تجهیزات الکترونیکی، چشم‌انداز تقاضای جهانی این فلز را تقویت کرده است. بسیاری از تحلیلگران از «عصر جدید مس» سخن می‌گویند؛ دوره‌ای که در آن کشورهایی با ذخایر غنی می‌توانند سهم خود را در بازار جهانی ارتقا دهند. اما تحقق این هدف، صرفاً به برخورداری از منابع زیرزمینی وابسته نیست.

ایران اگرچه در زمره کشورهای دارای ذخایر قابل توجه مس قرار دارد و در سال‌های گذشته توانسته ظرفیت تولید کنسانتره و کاتد را افزایش دهد، اما با مجموعه‌ای از چالش‌های ساختاری، زیرساختی و سیاستی مواجه است که روند توسعه این صنعت را تحت تأثیر قرار داده است. اکتشافات جدید، به‌ویژه در عمق، نیازمند سرمایه‌گذاری‌های سنگین و فناوری‌های پیشرفته است. در حالی که بخش مهمی از ذخایر فعلی حاصل فعالیت‌های اکتشافی دهه‌های گذشته است، استمرار تولید در افق بلندمدت مستلزم کشف ذخایر تازه و جایگزینی معادن در حال افت عیار است.

کاهش تدریجی عیار برخی معادن، مسئله‌ای است که هزینه‌های استخراج و فرآوری را افزایش می‌دهد. برای دستیابی به مقدار مشخصی فلز، باید حجم بیشتری از سنگ معدن استخراج شود؛ فرآیندی که مصرف انرژی، آب و مواد مصرفی را بالا می‌برد. در چنین شرایطی، بهره‌وری و نوسازی فناوری اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. تجهیز کارخانه‌های فرآوری به فناوری‌های نوین، استفاده از سیستم‌های هوشمند پایش و بهینه‌سازی مصرف انرژی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند بخشی از فشار هزینه‌ای را جبران کند.

از سوی دیگر، مسئله انرژی به یکی از چالش‌های مهم صنایع معدنی تبدیل شده است. تولید مس در مراحل ذوب و پالایش انرژی‌بر است و هرگونه محدودیت در تأمین برق یا گاز، برنامه‌ریزی تولید را با اختلال مواجه می‌کند. ناترازی انرژی نه‌تنها بر میزان تولید اثرگذار است، بلکه بر اعتماد سرمایه‌گذاران به اجرای طرح‌های توسعه‌ای نیز سایه می‌اندازد. در صنعتی که پروژه‌های آن افق زمانی طولانی دارند، ثبات در تأمین زیرساخت‌ها شرط اساسی تصمیم‌گیری است.

تأمین آب نیز در بسیاری از مناطق معدنی کشور به مسئله‌ای راهبردی بدل شده است. بخش قابل توجهی از معادن مس در مناطق خشک و نیمه‌خشک قرار دارند و توسعه خطوط انتقال آب یا استفاده از فناوری‌های بازچرخانی، هزینه‌های قابل توجهی را به شرکت‌ها تحمیل می‌کند. در عین حال، حساسیت‌های زیست‌محیطی و الزامات قانونی در حوزه مدیریت باطله‌ها و کنترل آلاینده‌ها، مسئولیت اجتماعی و زیست‌محیطی شرکت‌های معدنی را بیش از گذشته پررنگ کرده است.

در کنار این چالش‌ها، ساختار زنجیره ارزش مس نیز نیازمند بازنگری است. هرچند در سال‌های اخیر ظرفیت تولید محصولات میانی افزایش یافته، اما سهم صنایع پایین‌دستی با ارزش افزوده بالا همچنان محدود است. صادرات مواد میانی اگرچه ارزآوری دارد، اما بیشترین ارزش در حلقه‌های نهایی زنجیره خلق می‌شود؛ جایی که دانش فنی، فناوری پیشرفته و برند صنعتی نقش‌آفرینی می‌کنند. توسعه این بخش مستلزم هماهنگی میان سیاست‌های معدنی و صنعتی، ثبات در تأمین مواد اولیه و حمایت از سرمایه‌گذاری‌های دانش‌بنیان است.

نوسانات قیمت جهانی نیز متغیری تأثیرگذار بر صنعت مس است. این فلز در بازارهای بین‌المللی معامله می‌شود و تحولات اقتصادی و سیاسی جهان بر قیمت آن اثر می‌گذارد. مدیریت ریسک قیمتی، تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی و استفاده از ابزارهای مالی نوین، از جمله راهکارهایی است که می‌تواند درآمد شرکت‌ها را در برابر شوک‌های خارجی پایدارتر کند.

در چنین بستری، صنعت مس ایران در نقطه‌ای حساس قرار گرفته است. از یک‌سو فرصت‌های کم‌نظیر جهانی برای افزایش تقاضا و جذب سرمایه وجود دارد و از سوی دیگر، چالش‌های داخلی نیازمند اصلاحات ساختاری و سیاست‌گذاری هماهنگ است. آینده این صنعت به کیفیت تصمیم‌هایی وابسته است که امروز اتخاذ می‌شود؛ تصمیم‌هایی در حوزه اکتشاف، فناوری، انرژی، محیط زیست و توسعه زنجیره ارزش.

دو گفت‌وگویی که در ادامه می‌خوانید، تلاشی است برای واکاوی ابعاد مختلف این چالش‌ها و فرصت‌ها از نگاه کارشناسان صنعت. هدف آن است که تصویری جامع از وضعیت کنونی صنعت مس ارائه شود؛ صنعتی که می‌تواند یکی از موتورهای محرک اقتصاد معدنی کشور باشد، به شرط آنکه مزیت ذخایر به مزیت رقابتی پایدار تبدیل شود و نگاه راهبردی جایگزین رویکردهای مقطعی گردد.

اکتشاف؛ حلقه‌ای که باید تقویت شود
در همین زمینه «روزگار معدن» با مهندس علیرضا کاوه، کارشناس ارشد صنایع معدنی و مشاور پروژه‌های توسعه‌ای مس، گفت‌وگویی انجام داده که در ادامه می‌خوانید.

کاوه در ابتدای این گفت‌وگو با اشاره به جایگاه ایران در ذخایر جهانی مس اظهار کرد: «ایران از نظر زمین‌شناسی در کمربند غنی مس قرار دارد و معادن بزرگی در استان‌های مختلف فعال هستند. با این حال، مزیت ذخیره به‌تنهایی کافی نیست. آنچه امروز اهمیت دارد، سرعت توسعه اکتشافات عمیق، به‌روزرسانی فناوری استخراج و تکمیل زنجیره ارزش است.»

وی افزود: «در سال‌های اخیر ظرفیت تولید کنسانتره و کاتد افزایش یافته، اما همچنان در برخی حلقه‌های پایین‌دستی مانند تولید محصولات با ارزش افزوده بالا، جای کار زیادی وجود دارد. اگر صرفاً به صادرات مواد میانی بسنده کنیم، از بخش مهمی از سودآوری صنعت مس محروم خواهیم شد.»

این کارشناس صنایع معدنی یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت مس را محدود بودن اکتشافات جدید دانست و گفت: «بخش عمده ذخایر فعلی ما حاصل اکتشافات دهه‌های گذشته است. در حالی که دنیا به سمت اکتشافات عمقی و استفاده از فناوری‌های نوین ژئوفیزیکی حرکت کرده، ما هنوز در بسیاری از مناطق ظرفیت‌های ناشناخته داریم.»

کاوه ادامه داد: «سرمایه‌گذاری در اکتشاف، پرریسک و بلندمدت است و بدون حمایت‌های مالی و سیاستی، بخش خصوصی کمتر وارد این حوزه می‌شود. اگر امروز برای کشف ذخایر جدید اقدام نکنیم، در سال‌های آینده با افت عیار و کاهش تولید مواجه خواهیم شد.»

چالش عیار و هزینه‌های تولید
وی با اشاره به روند کاهش عیار برخی معادن اظهار کرد: «کاهش تدریجی عیار سنگ معدن، به معنای افزایش هزینه استخراج و فرآوری است. برای تولید همان میزان مس، باید حجم بیشتری از سنگ استخراج و آسیاب شود که مصرف انرژی و آب را بالا می‌برد.»

به گفته او، در چنین شرایطی بهره‌وری اهمیت دوچندان پیدا می‌کند: «کارخانه‌های فرآوری باید به فناوری‌های جدید مجهز شوند تا بازیابی فلز افزایش یابد. هر درصد افزایش راندمان، تأثیر قابل توجهی در سودآوری دارد.»

کاوه درباره تأثیر ناترازی انرژی بر صنعت مس گفت: «تولید مس، به‌ویژه در بخش ذوب و پالایش، انرژی‌بر است. محدودیت‌های برق در فصل تابستان و گاز در زمستان، برنامه‌ریزی تولید را با مشکل مواجه می‌کند. توقف یا کاهش ظرفیت حتی برای چند هفته، زیان مالی قابل توجهی به همراه دارد.»

وی افزود: «تا زمانی که تأمین پایدار انرژی برای صنایع معدنی تضمین نشود، برنامه‌های توسعه‌ای نیز با ریسک همراه خواهد بود. سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های اختصاصی و انرژی‌های تجدیدپذیر می‌تواند بخشی از این ریسک را کاهش دهد.»

این مشاور صنعتی یکی دیگر از چالش‌های صنعت مس را تأمین آب در مناطق خشک عنوان کرد و گفت: «بسیاری از معادن بزرگ مس در مناطق کم‌آب قرار دارند. توسعه خطوط انتقال آب یا استفاده از فناوری‌های بازیافت و بازچرخانی آب، هزینه‌بر اما ضروری است.»

وی تأکید کرد: «استانداردهای زیست‌محیطی نیز سخت‌گیرانه‌تر شده است. مدیریت پسماند، باطله‌های معدنی و کنترل آلاینده‌ها، دیگر یک انتخاب نیست بلکه الزام قانونی و اجتماعی است. هرگونه غفلت در این حوزه می‌تواند به توقف پروژه‌ها منجر شود.»

خام‌فروشی یا توسعه زنجیره ارزش؟
کاوه با اشاره به ساختار صادراتی صنعت مس گفت: «اگرچه صادرات کاتد نسبت به سنگ یا کنسانتره ارزش افزوده بیشتری دارد، اما همچنان بخش قابل توجهی از ظرفیت پایین‌دستی مغفول مانده است. تولید سیم و کابل، قطعات صنعتی و محصولات پیشرفته می‌تواند ارزآوری بیشتری ایجاد کند.»

وی ادامه داد: «توسعه صنایع پایین‌دستی نیازمند ثبات در تأمین مواد اولیه، حمایت از سرمایه‌گذاری و دسترسی به بازارهای صادراتی است. بدون هماهنگی میان بخش بالادست و پایین‌دست، زنجیره ارزش به‌طور کامل شکل نمی‌گیرد.»

این کارشناس درباره تأثیر بازار جهانی بر صنعت مس اظهار کرد: «مس یک کالای جهانی است و قیمت آن در بورس‌های بین‌المللی تعیین می‌شود. نوسانات شدید قیمت می‌تواند برنامه‌ریزی مالی شرکت‌ها را دشوار کند. در دوره‌های افت قیمت، سودآوری کاهش می‌یابد و پروژه‌های توسعه‌ای به تعویق می‌افتد.» به گفته او، مدیریت ریسک قیمتی و تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی از جمله راهکارهای کاهش آسیب‌پذیری است.

لزوم نگاه راهبردی
کاوه در پایان تأکید کرد: «صنعت مس ایران از نظر ذخیره و ظرفیت تولید در جایگاه قابل قبولی قرار دارد، اما برای حفظ این جایگاه باید نگاه راهبردی داشت. اکتشافات جدید، نوسازی فناوری، توسعه پایین‌دست، مدیریت انرژی و آب و توجه به محیط زیست، اجزای یک پازل واحد هستند.»

وی افزود: «اگر این صنعت صرفاً بر استخراج و فروش مواد میانی متمرکز بماند، در بلندمدت از رقابت جهانی عقب خواهد ماند. اما با سرمایه‌گذاری هدفمند و سیاست‌گذاری هماهنگ، مس می‌تواند یکی از پیشران‌های اصلی رشد صنعتی و ارزآوری کشور باشد.»

به باور این کارشناس، صنعت مس در آستانه مرحله‌ای تازه قرار دارد؛ مرحله‌ای که در آن مزیت ذخایر باید به مزیت رقابتی پایدار تبدیل شود. تحقق این هدف، مستلزم عبور از چالش‌های ساختاری و حرکت به سمت بهره‌وری، نوآوری و تکمیل زنجیره ارزش است؛ مسیری که اگر با برنامه‌ریزی دقیق همراه شود، می‌تواند آینده‌ای روشن برای این صنعت رقم بزند.

چالش سرمایه‌گذاری و تأمین مالی
در ادامه «روزگار معدن» با دکتر مهدی نادری، پژوهشگر اقتصاد معدن و مشاور طرح‌های توسعه صنایع فلزی، گفت‌وگویی انجام داده که در ادامه می‌خوانید.

نادری در ابتدای این گفت‌وگو اظهار کرد: «ایران از نظر ذخایر زمین‌شناسی مس در موقعیت مناسبی قرار دارد و معادن بزرگ و شناخته‌شده‌ای در کشور فعال هستند. اما مزیت ذخیره زمانی به ثروت تبدیل می‌شود که اکتشاف مستمر، سرمایه‌گذاری هدفمند و مدیریت کارآمد در کل زنجیره وجود داشته باشد.»

وی افزود: «بازار جهانی مس در حال ورود به دوره‌ای جدید است. تقاضا برای این فلز در صنایع برق، انرژی‌های نو و فناوری‌های پیشرفته رو به افزایش است. اگر نتوانیم تولید پایدار و رقابت‌پذیر داشته باشیم، سهم ما از این بازار محدود خواهد ماند.»

این پژوهشگر اقتصاد معدن یکی از مهم‌ترین موانع توسعه صنعت مس را محدودیت منابع مالی دانست و گفت: «پروژه‌های معدنی، به‌ویژه در بخش اکتشاف و توسعه معادن جدید، نیازمند سرمایه‌گذاری‌های سنگین و بلندمدت هستند. در شرایطی که دسترسی به منابع مالی ارزان‌قیمت محدود است، اجرای طرح‌های توسعه‌ای با کندی مواجه می‌شود.»

وی ادامه داد: «سرمایه‌گذار زمانی وارد پروژه می‌شود که ثبات مقررات، پیش‌بینی‌پذیری اقتصادی و تضمین بازگشت سرمایه وجود داشته باشد. تغییرات مکرر در سیاست‌های ارزی، صادراتی یا قیمت‌گذاری می‌تواند ریسک سرمایه‌گذاری را افزایش دهد.»

فناوری و بهره‌وری؛ ضرورت نوسازی
نادری با اشاره به اهمیت فناوری در صنعت مس گفت: «بهره‌وری در استخراج و فرآوری، نقش تعیین‌کننده‌ای در رقابت‌پذیری دارد. استفاده از تجهیزات مدرن، سیستم‌های هوشمند پایش و فناوری‌های نوین فرآوری می‌تواند هزینه تولید را کاهش دهد و بازیابی فلز را افزایش دهد.»

به گفته او، بخشی از واحدهای تولیدی هنوز با فناوری‌های قدیمی فعالیت می‌کنند: «این موضوع نه‌تنها مصرف انرژی را بالا می‌برد، بلکه کیفیت محصول را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. برای حضور مؤثر در بازارهای جهانی، استانداردهای کیفی باید به‌صورت پایدار رعایت شود.»

این کارشناس با اشاره به ساختار زنجیره مس در کشور اظهار کرد: «اگرچه در بخش تولید کنسانتره و کاتد پیشرفت‌هایی حاصل شده، اما در صنایع پایین‌دستی همچنان ظرفیت‌های استفاده‌نشده زیادی وجود دارد. تولید محصولات نهایی مانند تجهیزات برقی، آلیاژهای خاص و قطعات صنعتی می‌تواند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند.»

وی افزود: «توسعه پایین‌دست نیازمند هماهنگی میان سیاست‌های صنعتی و معدنی است. اگر مواد اولیه با قیمت و شرایط رقابتی در اختیار صنایع داخلی قرار نگیرد، این بخش رشد نخواهد کرد.»

انرژی و زیرساخت؛ چالش‌های پنهان
نادری درباره وضعیت زیرساخت‌ها گفت: «صنعت مس به انرژی پایدار و شبکه حمل‌ونقل کارآمد نیاز دارد. محدودیت‌های برق در دوره‌های اوج مصرف، برنامه تولید را مختل می‌کند. همچنین هزینه‌های حمل مواد معدنی و محصولات نهایی، بر قیمت تمام‌شده اثرگذار است.»

وی تأکید کرد: «سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ریلی و توسعه نیروگاه‌های صنعتی می‌تواند مزیت رقابتی ایجاد کند. بدون زیرساخت مناسب، حتی بهترین ذخایر نیز به‌درستی بهره‌برداری نخواهند شد.»

این پژوهشگر اقتصاد معدن یکی دیگر از محورهای مهم را الزامات زیست‌محیطی دانست و گفت: «فعالیت‌های معدنی و ذوب مس با چالش‌های زیست‌محیطی همراه است. مدیریت باطله‌ها، کاهش انتشار آلاینده‌ها و بازچرخانی آب باید در اولویت قرار گیرد.»

وی ادامه داد: «امروز سرمایه‌گذاران و بازارهای جهانی به شاخص‌های محیط‌زیستی و اجتماعی توجه ویژه‌ای دارند. رعایت استانداردهای بین‌المللی می‌تواند دسترسی به بازارها و منابع مالی را تسهیل کند.»

نادری درباره تأثیر قیمت‌های جهانی اظهار کرد: «مس کالایی استراتژیک است، اما قیمت آن تحت تأثیر تحولات اقتصادی و سیاسی جهان نوسان دارد. شرکت‌های تولیدکننده باید ابزارهای مدیریت ریسک را به‌کار گیرند تا از شوک‌های قیمتی مصون بمانند.» وی افزود: «تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی و انعقاد قراردادهای بلندمدت می‌تواند ثبات بیشتری در درآمدها ایجاد کند.»

لزوم راهبرد ملی برای مس
این کارشناس در پایان تصریح کرد: «صنعت مس نیازمند یک راهبرد ملی است که در آن اکتشاف، استخراج، فرآوری و توسعه پایین‌دست به‌صورت یکپارچه دیده شود. تصمیم‌های مقطعی نمی‌تواند پاسخگوی چالش‌های پیچیده این صنعت باشد.»

وی گفت: «اگر سیاست‌گذاری‌ها به سمت ثبات، حمایت از سرمایه‌گذاری، ارتقای فناوری و توسعه صادرات هدایت شود، صنعت مس می‌تواند یکی از پیشران‌های اصلی رشد صنعتی کشور باشد. در غیر این صورت، فاصله ما با رقبا افزایش خواهد یافت.»

به باور نادری، صنعت مس ایران در شرایطی قرار دارد که هم فرصت‌های کم‌نظیر جهانی پیش روی آن است و هم چالش‌های داخلی نیازمند اصلاح. آینده این صنعت، بیش از هر چیز به کیفیت تصمیم‌گیری امروز وابسته است؛ تصمیمی که می‌تواند مس را به موتور محرک اقتصاد معدنی کشور تبدیل کند یا آن را در سطح یک تولیدکننده مواد میانی نگه دارد.

کلام آخر
صنعت مس ایران امروز در موقعیتی قرار گرفته که می‌توان آن را نقطه تلاقی «فرصت تاریخی» و «چالش ساختاری» نامید. از یک‌سو، تحولات جهانی و حرکت اقتصادها به سمت برقی‌سازی، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و گسترش زیرساخت‌های هوشمند، تقاضا برای مس را در مسیر صعودی قرار داده است. از سوی دیگر، محدودیت‌های داخلی در حوزه سرمایه‌گذاری، انرژی، فناوری و سیاست‌گذاری، سرعت بهره‌برداری از این فرصت را کاهش داده است. این دوگانه، ضرورت بازنگری در رویکرد توسعه این صنعت را بیش از پیش نمایان می‌کند.

واقعیت آن است که مزیت ذخایر معدنی، نقطه شروع است نه نقطه پایان. کشوری می‌تواند از منابع طبیعی خود به‌عنوان موتور رشد استفاده کند که زنجیره ارزش را کامل کند، بهره‌وری را ارتقا دهد و در بازارهای جهانی با قدرت رقابت کند. در صنعت مس، این امر به معنای سرمایه‌گذاری مستمر در اکتشافات جدید، به‌کارگیری فناوری‌های نوین استخراج و فرآوری، و حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر است. در غیر این صورت، حتی ذخایر غنی نیز در بلندمدت نمی‌توانند جایگاه رقابتی کشور را تضمین کنند.

چالش انرژی و زیرساخت، یکی از مهم‌ترین گره‌های پیش‌روی این صنعت است. تولید پایدار در صنعتی انرژی‌بر، بدون تأمین مطمئن برق و گاز، امکان‌پذیر نیست. همچنین توسعه شبکه‌های حمل‌ونقل، به‌ویژه زیرساخت‌های ریلی، می‌تواند هزینه‌های لجستیکی را کاهش داده و رقابت‌پذیری صادراتی را تقویت کند. این حوزه‌ها نیازمند نگاه ملی و فرابخشی است؛ چراکه صنعت مس به‌تنهایی قادر به حل آنها نیست و هماهنگی میان نهادهای سیاست‌گذار ضروری است.

در کنار مسائل فنی و زیرساختی، ثبات مقررات و پیش‌بینی‌پذیری اقتصادی نیز نقشی تعیین‌کننده دارد. سرمایه‌گذاری در پروژه‌های معدنی بلندمدت است و هرگونه تغییر ناگهانی در سیاست‌های ارزی، صادراتی یا قیمت‌گذاری می‌تواند ریسک فعالیت را افزایش دهد. اگر هدف، تبدیل مس به یکی از پیشران‌های رشد صنعتی کشور است، باید محیطی فراهم شود که سرمایه‌گذار با اطمینان بیشتری وارد پروژه‌های توسعه‌ای شود.

از منظر زنجیره ارزش نیز عبور از صادرات مواد میانی به سمت تولید محصولات نهایی و دانش‌بنیان، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. بیشترین ارزش افزوده در حلقه‌های پایین‌دستی شکل می‌گیرد؛ جایی که فناوری، طراحی و برند صنعتی نقش‌آفرینی می‌کنند. بدون تقویت این بخش، سهم ایران از منافع واقعی بازار جهانی مس محدود خواهد ماند.

در نهایت، صنعت مس ایران در آستانه انتخابی مهم قرار دارد: تداوم مسیر موجود با اتکا به ظرفیت‌های فعلی، یا حرکت به سمت تحول ساختاری و رقابت‌پذیری پایدار. تحقق سناریوی دوم مستلزم عزم مشترک دولت و بخش خصوصی، سرمایه‌گذاری هدفمند و تدوین یک راهبرد ملی منسجم است. اگر این مسیر با برنامه‌ریزی دقیق و نگاه بلندمدت طی شود، مس می‌تواند به یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد غیرنفتی کشور تبدیل شود؛ در غیر این صورت، فرصت‌های جهانی پیش‌رو به‌سادگی در اختیار رقبا قرار خواهد گرفت.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین