
۲. بهکارگیری افرادی با پیشینه تحصیلی و اجرایی غیرمرتبط با حوزه معدن و مدیریت تخصصی در بدنه ایمیدرو است. بهعنوان نمونه، درباره یکی از مدیران ارشد سازمان گفته میشود که تحصیلات و تجربیات وی ارتباط مستقیمی با مأموریتهای تخصصی ایمیدرو ندارد. برخی ناظران معتقدند چنین انتصابهایی ممکن است نه بر پایه شایستهسالاری، بلکه با هدف کاهش فشارها و اصطکاکهای سیاسی بر مدیریت عالی سازمان صورت گرفته باشد؛ رویکردی که در صورت تداوم، میتواند کارآمدی نهادی را با چالش مواجه کند.
۳. بازگشت چهرهها و الگوهایی که یادآور دوره سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ هستند، نگرانیها را دوچندان کرده است؛ دورهای که بهباور بسیاری از کارشناسان، با عقبماندگی نهادی، تضعیف نقش بدنه کارشناسی و اتخاذ تصمیمات پرهزینه برای بخش معدن کشور همراه بود.
۴. با وجود همه این انتقادها، هنوز این انتظار وجود دارد که مدیریت فعلی ایمیدرو، پیش از آنکه فرصتها از دست برود، مسیر اصلاح را در پیش گیرد و سازمان را به ریل عقلانیت، شایستهسالاری و توسعه ملی بازگرداند. با وجود نقدها به عملکرد محمدمسعود سمیعینژاد در حوزه عزل و نصبها و واگذاری مسئولیتها به برخی افراد که از نگاه منتقدان سابقه روشنی در مسیر توسعه پایدار نداشتهاند، همچنان بخشی از جامعه کارشناسی نسبت به نقشآفرینی وی در توسعه بخش معدن و صنایع معدنی کشور امیدوار است. این گروه معتقدند بازگشت به رویکردهای پیشین وی، از جمله جسارت در تصمیمگیری، نگاه توسعهمحور و پایبندی به شایستهسالاری، میتواند به اصلاح مسیر موجود کمک کند.
مطالب مرتبط

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

