
به گزارش بیرونیت به نقل از روابط عمومی فولاد خوزستان، این در حالی است که ناترازی انرژی موضوعی تازه نیست و استمرار واکنشهای کوتاهمدت، تنها به تعمیق هزینههای اقتصادی آن انجامیده است.
صنعت فولاد، بهعنوان یکی از پیشرانهای تولید و صادرات غیرنفتی، بیش از دیگر بخشها بار این تصمیمها را به دوش میکشد. محدودیت گاز در زمستان، درست در دورهای که بازارهای داخلی و خارجی فعالاند، به کاهش تولید، افزایش هزینه و تضعیف حاشیه سود منجر میشود. مقایسههایی از جنس «امسال محدودیت کمتر از پارسال است» نیز راهگشا نیست؛ زیرا سال گذشته خود یکی از سختترین دورههای محدودیت انرژی بوده و معیار مناسبی برای قضاوت به شمار نمیرود. آنچه برای بنگاه و اقتصاد ملی اهمیت دارد، استمرار تولید و حفظ قابلیت برنامهریزی است، نه بازی با اعداد و درصدها.
خوزستان در این میان موقعیتی متناقض دارد. استانی که سهم قابلتوجهی در تولید انرژی کشور دارد، همزمان از نخستین استانهایی است که صنایع آن با محدودیت مواجه میشوند. فولاد خوزستان، بهعنوان یکی از بازیگران اصلی زنجیره فولاد و صادرات، نمونهای روشن از این وضعیت است؛ بنگاهی که با وجود سرمایهگذاری در حوزه انرژی و زیرساخت، همچنان با محدودیتهای قابلتوجه گاز و برق روبهروست.
همزمان، گزارشهایی از تخصیص سهم بالاتر
انرژی به صنایع فولادی در استانهایی چون اصفهان و کرمان منتشر میشود که در صورت صحت، پرسشهای جدی درباره عدالت منطقهای و منطق توزیع انرژی ایجاد میکند.
نکته قابلتأمل آن است که مدیریتهای استانی گاز و برق، در عمل کمتر نقش مدافع اقتصاد و جامعه استان را ایفا میکنند و بیشتر به مجری صرف ابلاغیهها بدل شدهاند. هنر مدیریت، بستن شیر گاز صنایع نیست؛ هنر مدیریت، کاهش خسارت به تولید، اشتغال و اقتصاد ملی است، بهویژه در شرایطی که کشور بیش از هر زمان به صادرات غیرنفتی و ارزآوری نیاز دارد.
ورود جدی مدیران ارشد استان به این حوزه و بازتعریف اولویتها، ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ در غیر این صورت، محدودیتهای انرژی به محدودیتهای مزمن رشد و توسعه تبدیل خواهد شد.
مطالب مرتبط

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

