از سوی دیگر، ایران میتواند با سیاستگذاری درست و استفاده از فرصتهای موجود، جایگاه خود را در صنعت سنگآهن و زنجیره تامین جهانی فولاد حفظ کند. اما اگر راهکارهای مناسب در پیش گرفته نشود، احتمال از دست رفتن موقعیت ایران در میان ۱۰ تولیدکننده برتر فولاد جهان وجود دارد.
ذخایر سنگآهن ایران، بهویژه مگنتیت، در حال کاهش است و این موضوع میتواند به بحرانی جدی برای صنعت فولاد کشور تبدیل شود. طبق برخی برآوردها، اگر روند فعلی استخراج ادامه پیدا کند، ذخایر قطعی مگنتیت ایران تنها ۱۲ تا ۱۵ سال دیگر دوام خواهد داشت. این در حالی است که ایران دارای ۲.۳ میلیارد تن ذخایر هماتیتی است که میتواند جایگزین مناسبی باشد.
بااینحال، بهرهبرداری از این ذخایر نیازمند فناوریهای نوین و سرمایهگذاری قابلتوجه است. استخراج و فرآوری هماتیت در مقایسه با مگنتیت چالشهای فنی بیشتری دارد و این مساله، ضرورت توسعه زیرساختهای معدنی و افزایش توانمندیهای فنی را دوچندان میکند.
در بخش سرمایهگذاری، صنعت سنگآهن ایران با موانع متعددی روبهرو است. تحریمها، محدودیتهای بانکی و چالشهای ناشی از مقررات داخلی، باعث کاهش جذابیت سرمایهگذاری در این بخش شده است. در سالهای اخیر، صدور مجوزهای اکتشاف کاهش یافته و بسیاری از شرکتهای بینالمللی که پیشتر در این حوزه فعال بودند، به دلیل نوسانات اقتصادی و ریسکهای سیاسی، فعالیت خود را در ایران محدود یا متوقف کردهاند. همچنین، سیاستهای قیمتگذاری دستوری و نبود حمایتهای مالی کافی از سوی دولت، سرمایهگذاران داخلی را نیز برای ورود به این بخش دچار تردید کرده است.
چین بهعنوان بزرگترین واردکننده سنگآهن ایران، در سالجاری ۱۵درصد از واردات خود را کاهش داده است. این کاهش، نتیجه سیاستهای چین برای کاهش وابستگی به مواد اولیه خام، تمرکز بر بازیافت قراضه و افت تقاضا در بخش ساختوساز است. همچنین، تشدید جنگ تجاری بین چین و آمریکا میتواند بر الگوی واردات چین تاثیر بگذارد. اگر تعرفههای بیشتری بر صادرات فولاد چین اعمال شود، این کشور ممکن است میزان واردات سنگآهن خود را بیش از پیش کاهش دهد. در این صورت، صادرات سنگآهن ایران نیز تحتتاثیر قرار خواهد گرفت، خصوصا در شرایطی که رقبای اصلی ایران، مانند استرالیا و برزیل، همچنان جایگاه مستحکمی در بازار چین دارند.
احتمال افزایش هزینههای حملونقل و قیمت انرژی داخلی نیز از دیگر عواملی است که میتواند بر صنعت سنگآهن ایران فشار وارد کند. هزینه حمل مواد معدنی در سالهای اخیر روند صعودی داشته و با توجه به تحریمهای موجود، بسیاری از خطوط کشتیرانی همکاری با ایران را محدود کردهاند که این موضوع دسترسی به بازارهای بینالمللی را دشوارتر کرده است. از سوی دیگر، بحران انرژی در داخل کشور، بهویژه کمبود گاز، بر تولید آهن اسفنجی و گندله تاثیر منفی گذاشته است. در صورت ادامه این روند، ظرفیت تولید بسیاری از واحدهای فولادی کشور کاهش خواهد یافت و این مساله نهتنها زنجیره فولاد، بلکه اشتغال و درآمد ارزی کشور را نیز تحتتاثیر قرار خواهد داد.
با وجود چالشهای موجود، ایران همچنان فرصتهایی برای توسعه صنعت سنگآهن خود دارد. یکی از مهمترین راهکارها، تغییر رویکرد از صادرات مواد خام به تولید محصولات با ارزشافزوده بالاتر است. توسعه تولید گندلههای پرعیار و آهن اسفنجی میتواند جایگاه ایران را در بازارهای جهانی تقویت کند. همچنین، سرمایهگذاری در فناوریهای نوین فرآوری، همکاری با شرکتهای دانشبنیان و ایجاد مراکز تحقیقاتی مشترک با دانشگاهها میتواند ظرفیت تولید داخلی را افزایش داده و هزینههای تولید را کاهش دهد.
رفع موانع سرمایهگذاری نیز نقش کلیدی در آینده صنعت سنگآهن ایران ایفا میکند. ارائه مشوقهای اقتصادی، کاهش موانع بوروکراتیک و ایجاد ثبات در سیاستگذاریها، میتواند سرمایهگذاران داخلی و خارجی را برای ورود به این بخش ترغیب کند. علاوه بر این، رفع مشکلات مربوط به نقلوانتقال مالی و هماهنگی با استانداردهای بینالمللی، بهویژه در حوزه FATF، میتواند مسیر تجارت خارجی ایران را هموارتر کند. در نهایت، صنعت سنگآهن ایران در آستانه سال ۱۴۰۴ در نقطه عطفی قرار دارد. چالشهایی همچون کاهش ذخایر مگنتیت، هزینههای بالای تولید، بحران انرژی، افت تقاضای جهانی و محدودیتهای سرمایهگذاری، این صنعت را با مخاطرات جدی مواجه کرده است. اما در عین حال، فرصتهایی مانند توسعه فناوریهای فرآوری، تغییر استراتژی تولید و جذب سرمایهگذاری، میتواند مسیر جدیدی برای رشد پایدار این بخش ایجاد کند. اگر ایران تا سال ۱۴۰۶ اقدامات لازم را انجام ندهد، این فرصت از بین خواهد رفت و صنعت سنگآهن کشور با چالشهای جبرانناپذیری روبهرو خواهد شد. تصمیمات امروز، سرنوشت این صنعت را در سالهای آینده تعیین خواهد کرد.
علی لواف، تحلیلگر ارشد بخش معدن
منبع: دنیای اقتصاد
مطالب مرتبط
نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست